جمعه 12 شهریور 1389  ساعت: 10:53:23
صفحه اصلیورود اعضاپست الكترونيكيجستجوتماس با ما
دریافت فایل
مقالات

میهمانیم در ضیافت مولای عاشقان و رهبر دلدادگان.

آری میهمانیم بر سفره‌ای که یک سوی آن کرم است و سوی دیگر آن خرد؛ کرم از آن بابت که سال‌های سال است او رهبری امت اسلام را به دست گرفته و لحظه‌ای پیوندش با مردم گسسته...

با توجه به اين امر و تاكيد بر اين نكته كه كشور ايران داراي يكي از كهنترين و اصيلترين فرهنگهاي جهان است، سياستگذاران و مسئولان كشور را بر آن مي‌دارد كه فرهنگ را از اركان اساسي جامعه محسوب و جايگاه ويژه‌اي براي آن در تدوين...

اما براستی چرا احمدی نژاد با این طرح مشکل دارد . آیا اصول و ارزش های او مورد تغییر واقع شده است یا آرمانهایش عوض شده است؛ شایدم فکر می کند با این کار می تواند رأی طیف بی بند و بار و قرطی و سوسول و مع ذلک را که به او رأی نداده اند...

اما در این میان تجمع دانشجویان در روز چهارم خردادماه در مقابل سازمان مرکزی دانشگاه آزاد از جهات مختلفی دارای اهمیتی بیشتر و همچنین دستاوردهای بهتری است.

دانشجویان ولایی بعد از گذشت 4 سال از طرح انتقادات و مبارزات...
وحيد محرابيان* - جنبش دانشجویی و بدنه دانشگاه همیشه به عنوان آوانگارد مبارزه با جریانات معارض و فاسد با نگاه ریز بین و دقیق و نیز با  اتخاذ مواضع صریح در ایجاد بستر و زمینه برای مقابله با این جریانات نقش آفرینی کرده است.
...
اخلاق اسلامي

در بيان امام خميني «رحمه الله عليه» از عصمت به عنوان نور كامل ياد شده كه انسان معصوم در پرتو آن از گزند شك و ترديد و نقايص قلبي و معرفتي به لحاظ عقل نظري و از آسيب گناه و معصيت به لحاظ عقل عملي مصون و محفوظ مي ماند.
...
اخلاق در قرآن (حب دنيا) 
 
دنياى مطلوب و دنياى مذموم

بارها گفته‏ايم حب دنيا در اين بحث‏ها چيزى مساوى دنياپرستى است نه بهره‏گيرى معقول...
اخلاق در قرآن (حب دنيا)

اشاره

قرآن مجيد براى خشكانيدن ريشه حرص و ولع به سراغ حب دنياى افراطى و يا به تعبير ديگر «دنياپرستى‏» مى‏رود و با تعبيرات گوناگون قدر و قيمت...
اهل عمل
(سومین قدم خود سازی )
بسم الله الرحمن الرحیم
در مباحث قبلی پیرامون چگونه یک نماز خوب بخوانیم صحبت کردیم. این بحث پر مهم و جذاب غایت ندارد .  و تمرین برای هر چه بهتر کردن آن را هیچ گاه نباید فراموش کنیم. که الصلوة...
ویژه ماه رجب(قسمت دوم)
(اولین قدم خود سازی )
بسم الله الرحمن الرحیم
رجب است و ماه خصوصی ها.
خواستیم نمازهایمان را تا آخر رجب بهتر کنیم تا برای رمضان آماده تر شویم.
در قسمت قبل گفتیم قدم اول برای نماز خوب خواندن ،...

نيمرخ دانشجويي انقلاب 1979 چاپ ارسال به دوست

Imageرضا نساجی زواره*-انقلاب اسلامي 1979 ايران از اين رو در چارچوب نظريات و تحليل هاي گذشته نمي گنجد كه برخلاف انتظار،نه ساختار طبقاتي و نگره هاي مورد انتظار ماركسيست ها را داشت و نه انگيزه هاي و انديشه هاي غربي  امثال «تدا اسكاچپول».

«اسكاچپول» كه در سال 1979 جايزه اي براي تحليل خود بر انقلاب هاي آمريكا، فرانسه و روسيه دريافت كرده بود، در همان سال با انقلابي روبرو شد كه صحت نظرياتش را زير سوال برد و يك علامت تعجب بزرگ روبروي خيل عظيم نظريات بلوك شرق و يك علامت سوال بزرگ تر در مقابل انديشه هاي ليبرال غربي گذاشت.

اما آنچه در اين مجال به آن خواهيم پرداخت بررسي ابعاد جنبش هاي دانشجويي و كاركرد آن در قبل و كمي بعد از انقلاب اسلامي ايران است.

جنبش دانشجويي در ايران در عين پويايي و تحرك همواره از سردرگمي رنج برده، تعدد تشكيلات و عدم انسجام دروني چه قبل و چه بعد از انقلاب، شايد مهمترين مشكل نبوده باشد كه اين سردرگمي از آن روست كه همواره سر در انديشه ديگران داشته و بيش از خويش از كيش ديگران بهره برده است و اين سوال در ذهن سركردگانش بوده كه "از كه رنج مي بريم؟"و درنهايت چاره را در شكلي نو و قالبي جديد يافته اما در بيشتر موارد از يكي بريده و به ديگري پيوسته است.

در پاسخ به اين سوال كه "از كه رنج مي بريم؟" سوالي ديگربايد، كه "از كجا آمديم؟" كه اين دومي ما را به سالهاي نخستين دهه بيست نه كه دوران پهلوي اول مي برد. جايي كه نخستين تحركات دانشجويي را در دانشگاه تهران و در جريان اعتصاب دانشجويان در عتراض به فساد مالي مسئولين دانشگاه درتدارك ورود وليعهد به دانشگاه مي بينيم اما جاي تأمل و در عين حال تأسف دارد كه فعاليت اين گروه موسوم به 53 نفر به رهبري «تقي اراني» كه بيشتر حول مطالعه آثار ماركسيسم و نيز فعاليت هاي صنفي بود بستري شد براي تشكيل حزب توده كه بعدها در جريان ملي شدن صنعت نفت در امتداد سياست هاي امپرياليستي شوروي، راه خيانت به ملت را پيمود و دانشجوياني را كه اولين تشكل منسجم دانشجويي در ايران را به نام «سازمان دانشجويان دانشگاه تهران» به هواداري از حزب توده تشكيل داده بودند واداشت تا در مخالفت با جبهه ملي و ملي شدن نفت تظاهرات و راهپيمايي كنند.

اين تنها ضربه دانشجويي به جنبش دانشجويان ايران نبود كه بعدها و پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم ماركسيست هاي توده اي و چريك هاي مسلح، جبهه مخالف مردم انقلابي و دانشجويان مسلمان را تشكيل دادند. اما حزب توده پس از خيانت به ملت و نيز مشي سياسي و حزبي وابسته به شوروي خود ديگر نتوانست وجهه دانشجويي بيابد و دانشجويان معتقد به مرام ماركسيستي كه به دليل روحييات انقلابي خاص دوران دانشجويي، حزب توده را برنمي تابيدند با تأسي از جنبش هاي چپ مسلح كوبا و ويتنام، اين بار در قالب چريك هاي فدايي خلق ظاهر شدند كه طيفي به رهبري «بيژن جزني» (دانشجوي دانشگاه تهران) و «عباس سوركي» در اولين اقدام در سال 1346 فروپاشيد و طيف ديگر به رهبري «مسعود احمدزاده» و «امير حسين پويان» در دهه 50 سركوب شد، اما همين دو طيف در زندان هاي شاه مهمترين هسته ايدئولوژيك را تشكيل دادند.

ماركسيسم دانشجويي در ايران در حالي پا گرفت كه اولين مدعيان آن افرادي برخواسته از طبقات متمول جامعه بودند (در آن زمان شرايط آموزش رايگان و جود نداشت) و درواقع بورژوازاده هايي چون «ايرج اسكندري»(عضو گروه پنجاه و سه نفر كه بعدها رهبر حزب توده شد) نمي توانستند انعكاسي از پرولتاريا و طبقات محروم جامعه باشند و از مردم بگويند بلكه "غرب ديده هاي شرق زده" اي بودند كه هرگز در صدد انقلاب برنيامدند بلكه خواهان رفورم سياسي بر مبناي ايدئولوژي ماركسيستي بودند.

از سوي ديگر جريان هاي ليبرال نيز در قالب جبهه ملي در دانشگاه شكل گرفته بودند، گرچه از انسجام دروني همانند «سازمان دانشجويان دانشگاه تهران» برخوردار نبودند اما اين طيف نيز به تأسي از مصدق چه قبل از 28 مرداد و چه بعد از كودتا با عنوان "نهضت مقاومت ملي ايران " هرگز انقلابي نبودند چرا كه خود مصدق انقلابي نبود و بيشتر يك رفورميست و اصلاح طلب بود تا يك رهبر انقلابي و دوران 28 ماهه قدرت وي نشان داد دولت برآمده از از جبهه ملي بيشتر در قالب يك نظام و اقتدار بوروكراتيك مي گنجد تا يك اقتدار كاريزماتيك و متكي بر رهبري توده هاي مردم.

همانگونه كه انسداد فكري و شكست هاي مداوم جبهه ملي در برخورد با شاه، امثال مهندس بازرگان را به تشكيل نهضت آزادي با روحيه "انقلابي تر و مذهبي تر" واداشت، دانشجوياني كه نيم نگاهي به اين جريان داشتند نيز به دنبال احساس ضعف ايدئولوژيك و كم كاري ها در زمينه هاي فكري و نيز انفعال سياسي نهضت و خلاء اقدام عملي در مبارزه با شاه در پي ايجاد تشكلي جديد با نام «سازمان مجاهدين خلق ايران» برآمدند چرا كه نهضتي ها "مسلمان، ايراني، مصدقي و معتقد به قانون اساسي شاه " بودند و نمي توانستند امثال حنيف نژاد را كه "مسلمان، انقلابي و ايدئولوژيك" بودند و در 28 مرداد از جريان مصدق و نيز قانون اساسي شاه نا اميد شده بودند را راضي كند.

اما اين جريان جديد ريشه در انجمن هاي اسلامي دانشجويان داشت چرا كه انجمني ها فعاليت خود را در خارج از دانشگاه در جريانات جبهه ملي و نهضت آزادي دنبال مي كردند و به عنوان مثال «حنيف نژاد» كه اولين دبير انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي تهران بود مسئوليت سه جريان  جبهه ملي، نهضت آزادي و انجمن اسلامي را در دانشكده كشاورزي دانشگاه تهران برعهده داشت.

انجمن هاي اسلامي در آغاز دهه 20 تأسيس و كمي بعد در تشكيل نهضت آزادي سهيم شدند، سپس در همكاري با آن به بن بست رسيدند و اين بن بست در قالب نامه اي 9 صفحه اي كه  نه نفر از جمله «محمد حنيف نژاد» و «سعيد محسن» به نهضت نوشتند، از آن بريدند؛ اما ارتباط خود را با امثال «بازرگان» حفظ نمودند و بازرگان هم از ايشان با تعبيرات خاص خود دفاع نمود.

اين وابستگي فكري به نحوي بود كه كتاب هايي چون «راه طي شده» از وي سرآغاز كارايدئولوژيك عظيم مجاهدين بود، كاري كه با افكار بازرگان شروع شد، با انديشه «آيت الله طالقاني» و «علامه جعفري» پيوند خورد و اما وقتي در كنار 14 جلد «شرح مثنوي» و «تفسير نهج البلاغه» (علامه جعفري) و «تفسير نوين» (آيت الله طالقاني)، كتاب هايي چون «چه بايد كرد»(لنين)- «پيدايش حيات»(اپارين)- «مقاله فلسفي»(مائو)- «ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخي»(استالين) و آثار «ماركس» همراه شد و «مسعود رجوي» و «تقي شهرام» انديشه التقاطي خود را به ايدئولوژي ماركسيستي «بيژن جزني» و «مسعود احمد زاده» نماياندند وجه ماركسيستي فدائيان بر سبقه مذهبي مجاهدين غلبه كرد و در غياب «حنيف نژاد»، «سعيد محسن» و «اصغر بديع زادگان» كه در سال 51 اعدام شدند، نسل دوم مجاهدين از نسل اول عبور كرد و به صف چريك هاي ماركسيست پيوست.

اين گونه بود كه مجاهدين خلق از دل "انجمن هاي اسلامي" برخواست، با "نهضت آزادي" نشست، با "حزب الله" ادغام شد و سرانجام در "فدائيان خلق" گم شد و پشت به انجمن هاي اسلامي و پدران فكري خود چون «آيت الله طالقاني» و «مهندس بازرگان» كرد و سپس «مجيد شريف واقفي»، «مرتضي صمديه لباف» و ديگر مسلمان هاي خود را فداي تفكر «تقي شهرام»، «بهرام آرام» و «بهمن بازرگاني» نمود، سپس در قالب «سازمان پيكار در راه آزادي خلق» بيش از آنكه با شاه پيكار كند با خلق و نيز با خويش در افتاد.

به نحوي كه بعد از پيروزي انقلاب در حالي كه دانشكده فني تهران در چنگ مجاهدين و دانشكده علوم مملو از فدائيان خلق بود، ماركسيست ها هر چه در توان داشتند در مقابل ملت و دولت به كار گرفتند و سرانجام درگيري هاي دانشگاه تبريز بود كه انجمن هاي اسلامي را واداشت تا دست به انقلاب فرهنگي بزنند و خواستار پاكسازي دانشگاه از چريك هاي مسلحي شوند كه دانشگاه را به ميدان جنگ بدل كرده بودند.

اما انجمن هاي اسلامي دانشجويان هم مانند مجاهدين سرنوشتي پرفراز و نشيب داشتند، از دامان «آيت الله طالقاني» برخواستند و با «بازرگان» در نهضت آزادي در آميختند و از انديشه شريعتي سرشار شدند و در پي پس زدن استحمار و رنگ روزمرگي برآمدند و انقلابي ساختند از جنس تشيع علوي به گونه اي كه در عبور از تشيع صفوي و روشنفكران، با بازرگان چنان اصطحكاكي پيدا كردند كه سرانجام در 13آبان ماه سال 58 گرچه مي دانستند تصرف سفارت آمريكا پايان دولت موقت خواهد بود، اما در انقلابي ديگر «بازرگان» را كنار زدند تا انجمن هاي اسلامي مهمترين ركن ثبات انقلاب اسلامي در سال هاي نخستين انقلاب شوند؛ چرا كه به تعبير«يرواند آبراهاميان»، "اين پيروان «شريعتي» بودند كه در اقدامي كه به كفر مي مانست «آيت الله خميني» را امام ناميدند". ( يرواند ابراهاميان - ايران بين دو انقلاب)

اما اين پايان كار جنبش دانشجويي نيست، كه هم اكنون همچنان خرده جرياني هست كه سه چهار دهه دير به دنيا آمده و آنچه را كه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در سال هاي پايان طاغوت از آن عبور كرده اند بار ديگر جستجو مي كند، به اميد اينكه شايد گم شده خويش را در امثال جبهه ملي و جريانات روشنفكري امتحان پس داده آن زمان بيابد.

اگرچه اين جريان از پيش باخته جديد يك قدم از اسلاف خويش جلوترند چرا كه اگر آنان ملي مذهبي و روشنفكر ديني اند، اينان از دين نيز گذشته اند كما اينكه در ملي گرايي ايشان نيز جاي شك هست چرا كه «علي افشاري» و «اكبر عطري» به عنوان چهره هاي شاخص اين جريان، ملت را هم به دشمنان ملت فروخته اند.

ولي بايد تأكيد كرد كه امروز نيز جنبش دانشجويي مسلمان پس از طي كردن فراز و نشيب هاي فروان در سه دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي همچنان در مسير دانشجوياني است كه خود را "پيرو خط امام" ناميدند و قطعاً انجمن هاي اسلامي دانشجويان به عنوان مهمترين جايگاه حضور استراتژيك چنين دانشجوياني از اهميت والايي برخوردار است.

*دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان(1358) دانشگاه سيستان و بلوچستان




  نظرات (2)
1. جنبش دانشجوئی
نوشته شده توسط علاءالدین موسوی, روشن 01 مهر 1388 ساعت 18:47
سلام - به سایت اینجانب مراجعه فرمائید aladinmosavi.tripod.com
2. جنبش دانشجوئی
نوشته شده توسط علاءالدین موسوی, روشن 01 مهر 1388 ساعت 18:53
دانشجويان عزيز  
 
با سلام , رخداد سي سال پيروزي انقلاب اسلامي , بر همه شما اعضاء جنبش دانشجوئي در محورهاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي و علمي مبارك باد . 
 
جنبش دانشجوئي از آغاز تا كنون , از تأسيس دانشگاه تهران ( 1313-ه.ش ) پيدا و با نشو و نمو و با جهت گيري هاي مثبت و منفي و در فراز و نشيب هاي مختلف در نهايت پا به عرصه روشنتري گذاشته است . لذا با كوله باري از تجربه در ساليان متمادي قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي , بايد پاي در مسير يك حركت بنيادين گذاشته و براي اين حركت اعلام آمادگي نمايد. و در تعيين منشور جنبش دانشجوئي بر باورهاي زير استوار هستيم و به شايستگي آنها را به انجام مي رسانيم .  
 
 
در 74 سال جنبش دانشجوئي , اعضاء به فراز هاي انساني و ملي و اسلامي دست يافته و آن را از حركت سابق و آينده جدا نميدانيم . 
 
 
جنبش دانشجوئي در متن خود با ويژگي مخالفت با استبداد داخلي و استكبار جهاني بوده و عليه شياطين عصرها و مصر ها هستيم . 
 
 
دهه جديد را براي روياروئي با دشمنان داخلي و خارجي , بنام دوره فطرت (توحيدي ) شناخته , و همه عوامل غير توحيدي را طرد مينماييم. 
 
 
جنبش دانشجوئي , پيشرفت و عدالت را لازمه دفاع اصولي از مستضعفان در نيل به امامت و وراثت ميداند. و براي تحقق آن تلاش خواهد نمود. 
 
بدين منظور سامان مستضعفين ايران اسلامي را هدف حركت جنبش دانشجوئي قرار داده و در هر دانشگاه و دانشكده , برادران و خواهران گرامي دانشجو با عمق بخشيدن به مطالعات بنيادين , آغازگر اين حركت مي باشند. 
 
و به دانشجويان سراسر جهان اعلام مينماييم . از آنجائيكه سرنوشت كشورها و ملتها , بدست شما آينده سازان رقم خواهد خورد , براي جنبش دانشجوئي خود منشور ما را مورد عنايت قرار داده و با استقلال به راه خود ادامه دهيد . والسلام - 22 / 4 / 88 
 
 
 
 
مشخصات جنبش دانشجوئي 
 
1-استقلال از احزاب در انديشه و بيان مطالب و روش كار  
 
2-عدم پيوستگي به قدرت و عدم حضور در قدرت حاكمه 
 
3-محفوظ داشتن حق تأييد و حق انتقاد در برابر عملكردها  
 
4-عدم مراجعه به انديشه هاي وارداتي وتجربه شده معدوم 
 
5-دارا بودن مسئوليت جمعي در تبيين خواسته هاي مشروع

نوشتن نظر
نام:
ايميل:
صفحه اصلي:
عنوان:
نظر:

كد:* Code