 خوش بينانهترين نگاه اين است که بگوييم تعداد زيادي از اين جماعت دلسوزتر از مادر از سر جهالت در اين موج تبليغاتي گرفتار شدهاند و حالا از آزادي کاذب و فريبنده اي دم ميزنند که زنان را در جوامع غرب به قهقرا کشانده است.
هر از گاهي موج اعتراضي، البته ناچيز از سوي افرادي که خود را مدعي دفاع از حقوق از دست رفته زنان! در جامعه ميدانند، در برابر اصول ديني و آداب و رسوم ملي ما به راه ميافتد. چنين اعتراضهايي را در ابعاد مختلفي ميتوان بررسي کرد، اما در اين گزارش فارغ از هر گونه جهتگيري فقط نگاهي کوتاه به جوامعي مياندازيم که اين گروهها حرکت خود را وامدار زوشنفکران!آن ديار ميدانند.
در اين رويکرد ضروريترين نکته اين است که بايد ديد خاستگاه متدهايي که اين روزها به وسيله اين افراد در جامعه و به ويژه در محافل دانشگاهي کشور ارايه مي شود کجاست و اين الگوها در آن جوامع وضعيت زنان را تا چه اندازه بهبود بخشيده؟
آيا حقيقتا" اوضاع زنان در جوامع غربي به سامان است؟
براي استناد بخشي به اين گفته شواهد زيادي ميتوان رو کرد، اما چه بهتر که به چند گفته مختصر از پژوهشگران و محققان دانشگاهي در همان کشورهاي غربي بسنده شود تا محکوم به گزافهگويي ناآگاهانه يا سياه نمايي نشويم.
وندي شليت فارغ التحصيل رشته فلسفه از دانشکده ويليامز آمريکا است.او در کتاب "بازگشت به عفاف" با انتقاد از بهانه قرار دادن آزادي در کشورش براي سوء استفاده از زنان مي گويد:«در يک جامعه آزاد هيچ کس نبايد در امور ديگري دخالت کند.لذا همه تمايل دارند بگذارند هرکس هرکاري که دلش مي خواهد انجام دهد وبا هر کس که دلش مي خواهد ارتباط داشته باشد.»
او معتقد است دختران جوان به دليل وجود همين ذهنيت در مهم ترين تصميمگيريهاي زندگيشان تنها هستند و هيچ راهنمايي ندارند.
شليت مخالف آزادي دادن بيش از اندازه به دختران جامعهاش است و مي گويد:«ما ديگر از دخترانمان محافظت نمي کنيم.ديگر به لزوم ايجاد امنيت براي دخترانمان اعتقاد واقعي نداريم.ما فکر مي کنيم استقلال آنها مهمتر است و با اين تفکر آنها را خيلي زود در جامعه رها ميکنيم.»
جايي که نجابت به بازي گرفته شد
اين پژوهشگر آمريکايي با اشاره به موج اعتراض زنان فرهيخته غرب به ناديده گرفته شدن ارزش واقعي زن در جامعه خود اضافه مي کند:«جامعه اي که احترام به عفت زن در آن از بين رفته، نه تنها ديگر به مردان نمي آموزد که حافظ وپناه زنان باشند،بلکه به آنها ياد مي دهد که عفت زنان را به شوخي بگيرند.»
شليت در ادامه با طنزي تلخ در کلامش وضعيت زن آمريکايي را اين گونه تشريح مي کند:«چه قدر خوشبختيم که در عصر آزادي زندگي مي کنيم .اين روزها يک دختر مي تواند دکتر شود .قاضي شود.عضو ارتش وتيم بسکتبال شود. مي تواند شغلش را ادامه دهد،هر قدر مي خواهد سقط جنين کند.گزينههاي جنسي او ديگر محدود نيستند.به طور خلاصه يک دختر مي تواند هر کاري که دلش مي خواهد انجام دهد،هرچه مي خواهد بشود. تنها يک چيز است که دختر نمي تواند انجام دهد. او نمي تواند يک زن باشد.»
سيويا آن هيولت استاد دانشگاه کلمبيا هم در کتاب "معيشت محقر" مي گويد:«آزادي زنان به شکل افسارگسيختهاي پيش رفته و به جاي آزادي بخشيدن به زنان، مردان را از شر مسووليت خود به عنوان سرپرست خانواده رها کرده اند و زنان با عنوانهاي فريبنده استقلال اقتصادي وارد هياهوي پرآشوب بازار کار شدند.»
خانواده در سراشيبي نابودي
او در جاي ديگري از کتابش مينويسد:«فمينيستها با شعار آزادي زنان معتقد بودند که ازدواج کار صحيحي نيست،زيرا زن و مرد جايگاه برابر ندارند.کم کم خانواده به عنوان يک واحد و زير ساخت اجتماعي جايگاه خود را از دست داد.روابط آزاد جنسي رواج پيدا کرد و در نهايت کساني که بيش از همه از اين سير نابودي خانواده آسيب ديدند، دختران وزنان بودند.»
و به اذعان همين انديشمندان عاقبت زناني که به پيروي از چند نظريهپرداز متعصب براي گرفتن حق و حقوق پايمال شده شان با شعار هاي آزادي و حمايت از زنان به اجتماع خود هجوم بردند، عاقبت پس از جدال با همه چيزهايي که زماني تمام دلبستگيهايشان بود سرخورده به جايگاه اول خود، که نه جايي شايد بسيار نازلتر از آن بازگشتند.
|