جمعه 19 شهریور 1389  ساعت: 01:32:12
صفحه اصلیورود اعضاپست الكترونيكيجستجوتماس با ما
دریافت فایل
مقالات

اما به نظر می رسد ذکر نکاتی در رابطه با روند این حرکت نسبت به آن و شخصیت های آن ابعاد این پدیده را روشن تر می کند.

اول؛ ابتدای روشنفکری از دوران قاجار عصر ملکم خان ها و آخوند زاده ها  و محمد زمان ها بوده است؛ اینان به...

میهمانیم در ضیافت مولای عاشقان و رهبر دلدادگان.

آری میهمانیم بر سفره‌ای که یک سوی آن کرم است و سوی دیگر آن خرد؛ کرم از آن بابت که سال‌های سال است او رهبری امت اسلام را به دست گرفته و لحظه‌ای پیوندش با مردم گسسته...

با توجه به اين امر و تاكيد بر اين نكته كه كشور ايران داراي يكي از كهنترين و اصيلترين فرهنگهاي جهان است، سياستگذاران و مسئولان كشور را بر آن مي‌دارد كه فرهنگ را از اركان اساسي جامعه محسوب و جايگاه ويژه‌اي براي آن در تدوين...

اما براستی چرا احمدی نژاد با این طرح مشکل دارد . آیا اصول و ارزش های او مورد تغییر واقع شده است یا آرمانهایش عوض شده است؛ شایدم فکر می کند با این کار می تواند رأی طیف بی بند و بار و قرطی و سوسول و مع ذلک را که به او رأی نداده اند...

اما در این میان تجمع دانشجویان در روز چهارم خردادماه در مقابل سازمان مرکزی دانشگاه آزاد از جهات مختلفی دارای اهمیتی بیشتر و همچنین دستاوردهای بهتری است.

دانشجویان ولایی بعد از گذشت 4 سال از طرح انتقادات و مبارزات...
اخلاق اسلامي

در بيان امام خميني «رحمه الله عليه» از عصمت به عنوان نور كامل ياد شده كه انسان معصوم در پرتو آن از گزند شك و ترديد و نقايص قلبي و معرفتي به لحاظ عقل نظري و از آسيب گناه و معصيت به لحاظ عقل عملي مصون و محفوظ مي ماند.
...
اخلاق در قرآن (حب دنيا) 
 
دنياى مطلوب و دنياى مذموم

بارها گفته‏ايم حب دنيا در اين بحث‏ها چيزى مساوى دنياپرستى است نه بهره‏گيرى معقول...
اخلاق در قرآن (حب دنيا)

اشاره

قرآن مجيد براى خشكانيدن ريشه حرص و ولع به سراغ حب دنياى افراطى و يا به تعبير ديگر «دنياپرستى‏» مى‏رود و با تعبيرات گوناگون قدر و قيمت...
اهل عمل
(سومین قدم خود سازی )
بسم الله الرحمن الرحیم
در مباحث قبلی پیرامون چگونه یک نماز خوب بخوانیم صحبت کردیم. این بحث پر مهم و جذاب غایت ندارد .  و تمرین برای هر چه بهتر کردن آن را هیچ گاه نباید فراموش کنیم. که الصلوة...
ویژه ماه رجب(قسمت دوم)
(اولین قدم خود سازی )
بسم الله الرحمن الرحیم
رجب است و ماه خصوصی ها.
خواستیم نمازهایمان را تا آخر رجب بهتر کنیم تا برای رمضان آماده تر شویم.
در قسمت قبل گفتیم قدم اول برای نماز خوب خواندن ،...

اخلاق در قرآن (حب دنيا)/بخش اول چاپ ارسال به دوست
Imageاخلاق در قرآن (حب دنيا)

اشاره

قرآن مجيد براى خشكانيدن ريشه حرص و ولع به سراغ حب دنياى افراطى و يا به تعبير ديگر «دنياپرستى‏» مى‏رود و با تعبيرات گوناگون قدر و قيمت مواهب دنيا را در نظرها مى‏شكند تا عاشقان بى‏قرار دنيا به خود آيند و حريصانه به دنبال آن نشتابند و همه ارزشها را به خاطر وصول به آن زير پا نگذارند.

با اين اشاره به قرآن مجيد بازمى‏گرديم و تعبيرات دقيق و حساب شده قرآن را در اين زمينه بررسى مى‏كنيم.

1- قرآن در موارد متعددى زندگى دنيا را نوعى بازيچه كودكانه و سهو و سرگرمى مى‏شمرد، مى‏فرمايد:

«و ما الحياة الدنيا الا لعب و لهو...; زندگى دنيا چيزى جز بازى و سرگرمى نيست.» (1)

در جاى ديگر مى‏فرمايد: «اعلموا انما الحياة الدنيا لعب و لهو و زينة و تفاخر بينكم و تكاثر فى الاموال و الاولاد...; بدانيد زندگى دنيا فقط بازى و سرگرمى و تجمل پرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزون‏طلبى در اموال و فرزندان است.» (2)

در حقيقت دنياپرستان را به كودكانى تشبيه مى‏كند كه از همه چيز غافل و بى‏خبرند و تنها به سرگرمى و بازى مشغولند و حتى خطراتى را كه در يك قدمى آنها وجود دارد نمى‏بينند!

بعضى از مفسران زندگى انسان را به پنج دوران(از كودكى تا چهل سالگى) تقسيم كرده‏اند و براى هر دورانى مدت هشت‏سال قائلند و مى‏گويند: هشت‏سال به بازى مشغول است، شت‏سال به لهو و سرگرمى‏ها، هشت‏سال در بحبوحه جوانى به سراغ زينت و زيبايى مى‏رود، هشت‏سال به تفاخر و فخرفروشى مى‏پردازد و بالاخره در هشت‏سال آخر به دنبال تكاثر و افزون‏طلبى در اموال و نيروها مى‏رود و در اينجا شخصيت انسان تثبيت مى‏شود و اين حالت تا آخر عمر ممكن است‏باقى بماند و در نتيجه مجالى براى دنياپرستان جهت انديشيدن به حيات معنوى در ارزشهاى جاودانى باقى نماند.

2- در آيات ديگرى زندگى دنيا سرمايه «فريب و غرور» شمرده شده است، مى‏فرمايد: «...و ما الحياة الدنيا الا متاع الغرور; زندگى دنيا چيزى جز سرمايه فريب نيست!» (3)

در جاى ديگر مى‏فرمايد: «...فلاتغرنكم الحياة الدنيا و لايغرنكم بالله الغرور; پس مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد و مبادا(شيطان) فريبكار شما را به(كرم) خدا مغرور سازد و فريب دهد!» (4)

اين تعبيرات نشان مى‏دهد كه زرق و برق دنياى فريبنده يكى از موانع مهم بر سر راه تكامل معنوى انسان است كه تا اين مانع را پشت‏سر ننهد راه به جايى نمى‏برد.

زندگى دنيا همچون سرابى است كه تشنه‏كامان را در بيابان سوزان تعلقات مادى به سوى خود فرامى‏خواند، اما هنگامى كه نزد آن مى‏آيند چيزى كه عطش را فرونشاند پيدا نيست، بلكه دويدن در اين بيابان سوزان آنها را تشنه‏تر مى‏كند، باز سراب را در فاصله ديگرى جلو خود مى‏بينند و به گمان اينكه آنجا آب است‏به سوى آن مى‏شتابند و باز هم تشنه‏تر و تشنه‏تر مى‏شوند تا هلاك گردند.

بسيارند كسانى كه سالها به سوى دنيا دويده‏اند، هنگامى كه به آن رسيده‏اند صريحا اعلام مى‏كنند نه تنها گمشده خود را(يعنى آرامش و آسايش) پيدا نكرده‏اند، بلكه «شهد» آن را با «شرنگ‏» و «گل‏» آن را با «خار» همراه ديده‏اند، غالبا به جاى آرامش، نگرانى‏ها و اضطراب‏هاى آنها براى حفظ آنچه دارند چندين برابر شده است!

3- گروه ديگرى از آيات از اين حقيقت پرده برمى‏دارد كه مجذوب شدن به زرق و برق دنيا انسان را از آخرت غافل مى‏كند; يعنى شغل شاغل و هم واحد آنها مى‏شود و تمام توجه آنان را به سوى خود جلب مى‏كند.

مى‏فرمايد: «يعلمون ظاهرا من الحياة الدنيا و هم عن الآخرة هم غافلون; آنها تنها ظاهرى از زندگى دنيا را مى‏دانند و از آخرت غافلند!» (5)

آنها حتى زندگى دنيا را نشناخته‏اند و به جاى اينكه آن را مزرعه آخرت و قنطره و گذرگاهى براى نيل به مقامات معنوى و ميدانى براى ورزيدگى و تمرين جهت‏به دست آوردن فضايل اخلاقى بشناسند آن را به عنوان هدف نهايى و مطلوب حقيقى و معبود واقعى خود شناخته‏اند و طبيعى است كه چنين افرادى از آخرت غافل مى‏شوند.

در جاى ديگر مى‏فرمايد: «ارضيتم بالحياة الدنيا من الآخرة; آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شده‏ايد؟!» سپس مى‏افزايد: «فما متاع الحياة الدنيا فى الآخرة الا قليل; با اينكه متاع زندگى دنيا در برابر آخرت چيز اندكى بيش نيست.» (6)
آرى افراد كم ظرفيت و هوسباز، چنان دنياى كوچك و ناپايدار در نظرشان بزرگ جلوه مى‏كند كه حيات جاويدان و ابدى را كه مملو از مواهب الهى است‏به فراموشى مى‏سپارند.

4- در بخش ديگرى از آيات، دنيا به عنوان «عرض‏»(بر وزن غرض) به معنى موجود بى ثبات و زوال پذير تعبير شده است، از جمله مى‏فرمايد: «...تبتغون عرض الحيوة الدنيا فعند الله مغانم كثيرة...; شما سرمايه زوال‏پذير دنيا را طلب مى‏كنيد در حالى كه نزد خداوند غنيمت‏هاى فراوانى براى شما(در سراى آخرت) است‏». (7)

در جاى ديگر خطاب به اصحاب پيامبر اسلام(ص) مى‏فرمايد: «شما متاع ناپايدار دنيا را مى‏خواهيد ولى خداوند سراى ديگر را براى شما مى‏خواهد»، (...يريدون عرض الدنيا و الله يريد الآخرة...) (8)

در آيات ديگرى نيز همين گونه تعبير ديده مى‏شود كه نشان مى‏دهد گروهى از مسلمانان يا غير مسلمين به خاطر حرص در جمع آورى متاع زوال‏پذير و ناپايدار دنيا از پرداختن به مواهب پايدار الهى در سراى ديگر و ارزشهاى والاى انسانى و مقام قرب به خدا باز مى‏مانند. آرى نعمت‏حقيقى زوال ناپذير نزد اوست و باقى همه «عرض‏» و «عارضى‏» و زوال پذير است.

اين تعبير هشدارى است‏به همه دنياپرستان كه مراقب باشند سرمايه‏هاى عظيم انسانى خود را فداى امور زوال‏پذير نكنند.

5- در بخش ديگرى از آيات، از مواهب مادى دنيا تعبير به زينة الحياة الدنيا شده است. (9)

تعبيراتى مشابه آن در آيات ديگر نيز آمده است، مانند: «من كان يريد الحياة الدنيا و زينتها نوف اليهم اعمالهم فيها و هم فيها لايبخسون; كسانى كه زندگى دنيا و زينت آن را بخواهند، (نتيجه) اعمالشان را در همين دنيا به طور كامل به آنها مى‏دهيم و چيزى از آنها كم و كاست نخواهد شد(ولى در آخرت بهره‏اى نخواهند داشت)». (10)

در جاى ديگر خطاب به زنان پيامبر(ص) مى‏فرمايد: «يا ايها النبى قل لازواجك ان كنتن تردن الحياة الدنيا و زينتها فتعالين امتعكن و اسرحكن سراحا جميلا; اى پيامبر! به همسرانت‏بگو: اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مى‏خواهيد بياييد با هديه‏اى شما را بهره‏مند سازم و به طرز نيكويى رها سازم!(تا بتوانيد به مقصد خود برسيد)». (11)

اين تعبيرات به خوبى نشان مى‏دهد كه اين زرق و برق‏ها تنها زيور و زينتى است‏براى حيات دنياى مادى. بديهى است هرگز در مورد امور حياتى و سرنوشت‏ساز تعبير به زينت نمى‏شود آن هم زينت «حيات دنيا» كه به معنى زندگى پست است.

شايان توجه اينكه: حتى زينت‏بودن آن هم در آيات ديگر زير سؤال رفته است و تعبير به «زين‏» شده كه نشان مى‏دهد يك زينت مصنوعى و خيالى و پندارى است، نه يك زينت واقعى و حقيقى.

مثلا در سوره بقره آيه 212 مى‏خوانيم: «زين للذين كفروا الحياة الدنيا...; زندگى دنيا براى كافران زينت داده شده است‏»!

و در سوره آل عمران آيه 14 مى‏فرمايد: «زين للناس حب الشهوات من النساء و البنين و القناطير المقنطرة من الذهب و الفضة...; محبت امور مادى از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و... در نظر مردم زينت داده شده است‏»!

اين تعبيرات و تعبيرات مشابه آن نشان مى‏دهد كه حتى زينت‏بودن اين امور جنبه پندارى و خيالى دارد و گرفتاران آنها در واقع گرفتار خيال و پندار خويشند.

در اينجا سؤال مهمى مطرح است: چرا خداوند اين امور را در نظرها زينت داده؟! به يقين براى آزمايش انسانها و تربيت و پرورش آنهاست; زيرا هنگامى كه از اين اشياى زينتى جالب و دلربا كه غالبا با گناه و حرام آلوده است‏به خاطر خدا رها مى‏كند، نهال ايمان و تقوا در وجود آنها بارور مى‏شود وگرنه صرف نظر كردن از اشياى غير جالب افتخارى محسوب نمى‏شود.

به تعبير دقيق‏تر تمايلات افسار گسيخته درونى و هوا و هوس‏هاى سركش، امور مادى و گناه آلود را در نظر انسان جلوه مى‏دهد، بنابراين زينت‏بودنش از درون انسان مى‏جوشد و اگر به خدا نسبت داده شده است‏به خاطر آن است كه خداوند چنين اثرى را در آن تمايلات و هوس‏هاى سركش آفريده و اگر در بعضى از آيات به شيطان نسبت داده شده، مانند «...و زين لهم الشيطان اعمالهم...; شيطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داد» (12) نيز به خاطر همين است كه اين تزيين از يك نظر كار خداست چرا كه اثر هر چيزى از اوست و از نظر ديگر كار هوس‏هاى درونى است و از ديدگاه سوم كار شيطان است(دقت كنيد).

به هر حال از مجموعه آيات بالا به دست مى‏آيد كه حب دنيا هرگاه به صورت افراطى در آيد انسان را به بيگانگى از خدا مى‏كشاند.

دنياپرستى در احاديث اسلامى

نكوهش از دنياپرستى در روايات اسلامى مخصوصا در سخنان پيامبر اكرم(ص) و خطبه‏هاى نهج البلاغه به صورت بسيار وسيعى ديده مى‏شود، از جمله:

1- در حديثى از رسول خدا(ص) در پاسخ اين سؤال كه چرا «دنيا»، «دنيا» ناميده شده؟(توجه داشته باشيد كه دنيا از ماده دنى به معنى پايين و پست است) فرمود: به خاطر اين است كه دنيا پست است و پيش از آخرت آفريده شده‏». (13)

2- در حديث ديگرى از همان حضرت نقل شده كه فرمود: « بزرگترين گناهان، دنياپرستى است‏»! (14)

3- همين معنى از اميرمؤمنان على(ع) نيز آمده است كه فرمود: « دنياپرستى سرآغاز فتنه‏ها و ريشه همه محنتها و رنج‏هاست‏»! (15)

4- در حديث ديگرى از همان امام(ع) مى‏خوانيم: « دنياپرستى دين انسان را بر باد مى‏دهد و ايمان و يقين او را مى‏گيرد». (16)

5- در حديث ديگرى از امام صادق(ع) آمده است كه فرمود: « نخستين چيزى كه با آن عصيان و نافرمانى خدا شد شش چيز بود: دنياپرستى، حب رياست، علاقه به غذا(شكم‏پرستى)، محبت(افراطى) زنان، پرخوابى و علاقه به راحتى و تن‏پرورى‏». (17)

غالب اين امور ششگانه يا تمام آنها در داستان عصيان و سركشى شيطان و ترك اولاى آدم و گناه قابيل ديده مى‏شود لذا به عنوان اولين‏ها ذكر شده است.

6- در حديث ديگرى مى‏خوانيم كه از امام على بن الحسين(ع) پرسيدند: « كدام عمل در نز خداوند متعال افضل است‏» فرمود: « هيچ عملى بعد از شناخت پروردگار متعال و شناخت پيامبر او(ص) برتر از دشمنى با دنيا(و ترك دنياپرستى) نيست و اين شاخه‏هاى فراوانى دارد و همان گونه كه گناهان ديگر شاخه‏هاى بسيار دارد».

سپس امام(ع) به سركشى و عصيان شيطان كه از «تكبر» سرچشمه گرفت و «حرص‏» كه سبب گناه و ترك اولاى آدم و حوا شد، و «حسد» كه سرچشمه عصيان قابيل گشت تا آنجا كه دست‏خود را به خون برادرش آلوده ساخت اشاره فرموده، مى‏افزايد: « از اينجا شاخه‏هاى علاقه به زن، و محبت دنيا و محبت‏به رياست و علاقه به راحتى و تن‏پرورى و محبت‏سخن گفتن(پرگويى) و محبت‏برترى‏جويى و مال و ثروت پيدا شد، و اين هفت صفت همه در «حب دنيا» خلاصه مى‏شود و اينجاست كه پيامبران و علما بعد از آگاهى بر اين موضوع گفتند: محبت دنيا سرچشمه همه گناهان است‏»!

سپس براى اينكه تفاوت ميان دنياى ممدوح و مذموم را روشن سازد امام در پايان مى‏فرمايد: «و دنيا دو گونه است: دنيايى كه به حد كفاف است(و انسان را به آخرت و معنويت) مى‏رساند و دنياى نفرين شده(كه انسان را از خدا دور مى‏كند)»! (18)
7- در حديث ديگرى از امام على بن ابيطالب(ع) مى‏خوانيم، فرمود: « دنياپرستى را ترك كن چرا كه حب دنيا چشم را كور و گوش را كر و زبان را لال مى‏كند و گردنها را به ذلت مى‏كشاند»! (19)

طبيعى است كه وقتى عشق به چيزى در وجود انسان چيره مى‏شود، او را از روشن‏ترين واقعيت‏ها غافل مى‏كند، چشم دارد اما گويى نابيناست، گوش دارد اما گويى ناشنواست، زبان دارد ولى جز به آنچه به آن دل بسته است گردش نمى‏كند و براى رسيدن به اين محبوب خود يعنى دنيا تن به هر ذلتى مى‏دهد.

8- باز در حديثى كه در مورد آثار منفى دنياپرستى از اميرمؤمنان على(ع) نقل شده و در واقع فلسفه اين حكم الهى در آن تبيين گرديده، مى‏خوانيم: « دنياپرستى خرد را فاسد مى‏كند و گوش قلب را از شنيدن سخنان حكمت آميز ناشنوا مى‏سازد و سبب عذاب دردناك(در دنيا و آخرت) مى‏شود». (20)

9- در حديث ديگرى در بيان آثار زيانبار دنياپرستى از پيامبر اكرم(ص) چنين آمده است: « دنياپرستى هم فكر انسان را به خود مشغول مى‏دارد و هم بدنها را(نه آرامش فكر مى‏گذارد و نه آسودگى جسم)»! (21)

10- اين سخن را با حديث پرمعنى ديگرى از رسول خدا(ص) پايان مى‏دهيم، فرمود: « دنياپرستى در هيچ دلى ساكن نمى‏شود مگر اينكه او را به سه چيز آلوده مى‏كند، گرفتارى مستمرى را كه هرگز خستگى آن پايان نمى‏گيرد و احساس فقر و بينوايى كه هرگز به غنا نمى‏رسد و آرزوى درازى كه هيچگاه پايان نمى‏گيرد»! (22)



پى‏نوشتها:

1- انعام، 32.
2- حديد، 20.
3- آل‏عمران، 185.
4- لقمان،33.
5- روم،7.
6- توبه، 38.
7- نساء، 94.
8- انفال،67.
9- كهف،46 و 28.
10- هود، 15.
11- احزاب، 28.
12- نمل، 24.
13- بحارالانوار، جلد 54، صفحه‏356.
14- كنزالعمال، حديث 6074(جلد3، صفحه 184).
15- غررالحكم، شماره 4870.
16- غررالحكم، شماره 3518.
17- بحارالانوار، جلد 70، صفحه 60.
18- اصول كافى، جلد 2، صفحه 130، باب «حب الدنيا»، حديث 11.
19- اصول كافى، جلد 2، صفحه‏136.
20- غررالحكم شرح فارسى، جلد3، صفحه‏397، شماره 4878.
21- بحارالانوار، جلد 74، صفحه 81.
22- بحارالانوار، جلد 74، صفحه 188.




  ارسال نظر

نوشتن نظر
نام:
ايميل:
صفحه اصلي:
عنوان:
نظر:

كد:* Code