| ما بیعرضهایم! |
|
fax News، NBC ،CBS و AP و... خیلی راحت و آزادانه در ایران در حال تهیهی گزارش و مصاحبه برای تشویش افکار عمومی جهان هستند؛ ولی ما همچنان بایکوت هستیم. این ماجرای دردآور همچنان، مسکوت مانده و مشمول مرور زمان شده و با یک تعارفاتی برگزار و از آن عبور میشود.... اگر فکر میکنید خبرنگاران خارجی در اینجا هم مثل نیویورک و واشنگتن و یا هر شهر یا کشور غربی، برای نفس کشیدن، قدم برداشتن، طرز لباس پوشیدن و یا حرفزدن و بالاخره ارتباط برقرار کردن با جامعه، مقید به رعایت دستورالعمل و آییننامهی خاصی برای حفظ حداقل منافع نظام و ملتمان هستند، کاملاً در اشتباهید! اگر فکر میکنید خبرنگار یا مستندساز خارجی را به جرم تهیه گزارش مستند و یا به هر بهانهای به غل و زنجیر میکشند و بدون آب و غذا و دارو به فرودگاه مهرآباد منتقل و پس از عبور دادن از میان مردم و تحقیر، به کشورش دیپورت (اخراج) میکنند، باز هم کاملاً در اشتباهید! اگر باز فکر می کنید، که ایران هم مثل آمریکا کشوری است که به خبرنگاران خارجی ویزایی در حد یک میهماندار هواپیما اعطا میکند به طوری که فقط می توان با آن تا شعاع 25 مایلی تردد کرد، باز هم در اشتباهید! اینجا ایران است، و به ادعای غرب بویژه آمریکای مدعی آزادی! کشوری خشن! بسته! عقب مانده و بدون دموکراسی است! اما در این کشور خشن، بسته و عقب مانده و بدون دموکراسی! خبرنگاران خارجی بویژه رسانههایی که به کرات گزارشهای مسموم از این مردم به گفته خودشان عقب مانده! تهیه و در شبکه های جهانی خود منتشر کرده و میکنند بدون کوچکترین مزاحمتی به کار رسانهای! خود مشغولند. پس اگر «الحره» در تهران است که هست، چرا IRIB در واشنگتن نیست؟! یک دلیل بیشتر ندارد و آن اینکه کسی پیگیر آن نبوده است. آنها با قلدری تمام به ایران تشریف فرما می شوند! و ما هم با مجوزهایی که به آسانی میدهیم نه تنها قالی قرمز برایشان پهن میکنیم، بلکه هر لحظه که آنها اراده کنند با رئیس جمهورمان مصاحبه می کنند. ولی ما همچنان بایکوت هستیم و این بایکوت 28 ساله هنوز شکسته نشده است و اگر شما هم مدتی پیش به عنوان خبرنگار کیهان در آن مصاحبهی مطبوعاتی رئیس جمهور اعتراض نمیکردید؛ این ماجرای دردآور همچنان، مسکوت مانده بود. ولی دیدید که باز اتفاقی نیفتاد و مسئله به رغم گذشت چند ماه مشمول مرور زمان شد و با یک تعارفاتی برگزار و از آن عبور شد. در حالی که این دروغ محض است، چون من پنج بار از طریق دفتر خبری وزارت امور خارجه در نیویورک درخواست مصاحبه کردم. پنج بار درخواست مصاحبه کم نیست ولی میبینید که به راحتی دروغ میگویند، دروغ شاخدار! اما هیچ کس نیست که مچ شان را بگیرد؟ ما اگر نتوانیم این دروغ را زیر چراغ بیاوریم و افشا نکنیم و داد و فریاد راه نیندازیم باختهایم و راهش هم مقابله به مثل است، یعنی « CNN» تهران نیاید، «تایم» هم نیاید و «AP» هم نیاید و اعلام کنیم «تایم» وقتی میتواند تهران بیاید که کیهان هم بتواند به واشنگتن برود. نیوزویک وقتی میتواند به تهران بیاید که جام جم بتواند به واشنگتن برود، الحره، فاکس نیوز، NBC، CBS و ABC را هم به تهران راه ندهیم مشروط بر آنکه شبکه چهار، شبکه خبر و پرس TV ماهم در واشنگتن بتوانند باشند. مطمئن باشید اگر این کار را بکنید آن ها یک روز هم دوام نمیآورند، برای آنها این مسئله حتی از نفت هم بیشتر اهمیت دارد. فکر میکنید کسی به شبکه «جام جم» ما گوش میدهد؟ به «شبکه خبر» شما نگاه میکند؟ این «العالم» بود که انعکاس داد، به طوری که هر وقت خبری در این رابطه در «بی بی سی» میدیدیم «لوگوی» العالم را هم در گوشه تصویر میدیدیم. آیا این مسخره نیست که وقتی رئیس سازمان برون مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی میخواهد برای بازدید از دفترش به آمریکا برود به او اجازه ورود نمیدهند؟! چین در یک فرصت طلایی که دوران ریاست جمهوری نیکسون و در دوران دعوای کمونیستی برایش پیش آمد این کار را کرد و گفت: رسانههایت را به کشورم راه نمیدهم مگر آنکه رسانه های چینی هم در واشنگتن حضور داشته باشند. برای ایران هم فرصتهای طلایی زیادی پیش آمد، دوران تسخیر لانه جاسوسی یکی از این دورانهای طلایی بود اما مسئولان ما نه در این دوره و حتی در دوران جنگ تحمیلی و بعد از پایان جنگ هم این موضوع را پیگیری نکردند. و الان در زمانهای قرار داریم که شرایط خیلی خیلی حساس شده و نیاز ما به حضور رسانههایمان در غرب بویژه آمریکا صدچندان شده است، ولی متاسفانه کسی در فکر پیگیری آن نیست و آمریکاییها هم این موضوع را خوب درک میکنند و از اینکه ما در خواب بهسر میبریم خوشحال هستند. بنابراین این فرضیه که ما با این کوتاه آمدنها بخواهیم میهماننوازیمان را به رخ مردم آمریکا بکشیم فرضیه نادرستی است. من دوبار «گری سیک» مشاور وقت امنیتی ریگان را که الان بازنشسته است به پارک کشاندم و با او مصاحبه کردم. «گری سیک» الان پروفسور و استاد دانشگاه کلمبیاست و چقدر مشتاق بود که درباره سیاستهای غلط بوش با من صحبت کند. اینگونه افراد در واشنگتن فراوان و آماده صحبت درباره سیاستهای غلط حاکمان فعلی کشورشان و همچنین آینده روابط ایران و آمریکا هستند. این را هم بگویم که در این سفر با این صدنفری هم که مصاحبه کردم خیلیهاشان موافق این بودند که ایران هیچ خطری برای ما ندارد و تأکید میکردند که جنگ علیه ایران معنی ندارد... مثلاً تصور ما این است که 11سپتامبر یک کاری است ترکیبی بین القاعده و آمریکا، در حالی که نظر مردم آمریکا اصلا این گونه نیست آنها میگویند این کار صددرصد توسط دولت آمریکا طراحی و به اجرا درآمده است و هدفشان از اجرای این طرح هم تصرف بخشی از خاورمیانه است تا نقشههای بعدی به اجرا دربیاید، این نظر عمومی مردم آمریکا است به طوری که برخی منتقدان و رسانهچیهای آمریکا به من اعتراض میکردند که چرا به دولت خودتان نمیگویید که در برابر واقعه 11سپتامبر محکمتر حرف بزنند؟! آنها میگفتند: نکند که خودتان هم باورتان شده که این حادثه کار القاعده است؟! آنها برای این ادعایشان استدلال هم میآوردند و چه استدلالهای دقیق و عمیقی. خود اسامه بن لادن گفت، کار من نیست و در مصاحبه با الجزیره هم تصریح کرد که کار او نبوده. وانگهی چرا قدرت حاکمه آمریکا 53سؤال بزرگ کمیسیون بررسی 11سپتامبر را غیرقابل پاسخ اعلام کرده است؟! و حال آنکه این سؤالات از سوی کمیسیونی مطرح شده است که خودش دولتی است. این برنامه افشاگرانه در همان زمان یعنی دوماه قبل از حادثه از این ایستگاه پخش شده بود و من خودم در همین مدتی که در آمریکا حضور داشتم با «الکسیس» درباره این ماجرا و مسایل دیگر صحبت کردم. فرد بسیار جسوری بود، کمپانی اش تاکنون دهها فیلم ساخته است. او میگفت: جالب است که هیچ رسانه دیگری به این موضوع نپرداخت و من یک قطره کوچک در «آس تین تکزاس» تنهای تنها بودم؛ ولی بیشترین تعجبم در این است که چرا شما که در ایران هستید، امکانات دارید، پول دارید، حرف نمیزنید؟! دیدم راست می گوید. ما فقط در سالروز 11سپتامبر، یکی از آن فیلمهای قدیمی مربوط به این حادثه را پخش میکنیم و میگوییم که بله، این حادثه مشکوک است! همین نشریه سه سال پیش به خاطر اینگونه جسارتها و شهامتها توسط دولت آمریکا توقیف موقت شده بود. نشریهای که هیچ کس در ایران دربارهی وجود آن خبر ندارد و حال آنکه هفته نامهAFP نشریهای است که طی جنگ 8ساله تحمیلی، واقعه جنگ را به درستی روایت می کرد؛ ولی آن را به بهانههایی بستند و این درحالی است که اگر ما یک پرس TV در واشنگتن داشتیم؛ نه آن هفته نامه به بهانههای واهی تعطیل میشد و نه دنباله روایت صحیح از جنگ تحمیلی قطع میشد. چرا خودمان را تحریم کردهایم از یک حقی که به نظر من شاید از حق هستهای هم مهمتر است، زیرا حق هستهای را هم همین بلندگو تثبیت میکند، آن را در انظار عمومی جهان قرار میدهد و با افکار عمومی حرف میزند.
|
||||||