رسانه در چنگال صهیونیسم
Imageعلی خضریان_ هر چه می گذرد، گویا، دنیا شگفت تر و آدم ها پیچیده تر می شوند!
این پیچیدگی به فن آوری هایی منجر می شود که گاه عقل بشر را نیز مسخر خویش ساخته و آدمی را از آنجه بر سر او می آید، غافل می کند. آدم های اتوکشیده امروز، شعار حمایت از حیوانات سر می دهند و برای کشته شدن یک سگ؛ کلی هم اشک تمساح می ریزند...  
اما هیچ ابایی هم ندارند که ادوکلن بزنند گره کروات خود را سفت کنند و با لبخند دهها انسان مظلوم را به خاک و خون بکشند!
 
آدمهای متودولوژیست ! امروز ، برای هر کار روشی دارند. اهل مطالعه و ذوق و هنرند!

آدمهای خلاق امروز، اگر بخواهند بستنی هم بفروشند، دیگر در کوچه و خیابان هوار نمی زنند تا مردم صدای آنها را بشنوند و متاع آنها را بخرند. تصویر بستنی را در کادر یکی از 24 تصویر که باید در هر ثانیه از جلوی دوربین بگذرد، تا فیلمی ساخته شود، قرار می دهند تا مردم بی آنکه خود بدانند پس از دیدن فیلم از جا برخیزند و بستنی مورد نظر آنها را خریداری نمایند.

آدم های مقتصد و سوداگر امروز در تجارت پر سود خویش 80% سرمایه خود را صرفا برای تبلیغ کالای خود مصرف می کنند و عجیب آنکه به سود شگفتی هم دست می یابند!

آدم های فکور و خردورز امروز دستی در قلب حقایق دارند. جلوی چشم تو گنجشک را رنگ می کنند و به اسم قناری می فروشند! و چنان بوق وکرنایی راه می اندازند که امر برخودشان هم مشتبه می شود که نکند این گنجشک زبان بسته قناری است!

آدم های پیچیده ای هستند آدم های امروز! وارد سرزمینی می شوند، زن و کودک و پیر و جوان آن را به خاک و خون می کشند، خانه هایشان را به اشغال خود در می آورند، از زمین و هوا بر سر آنان بمب و نارنجک می ریزند، سینه هایشان را آماج گلوله های سربی خویش قرار دهند...اما وقتی که می بینند که آنان با سنگ به دفاع از خویش آمده اند گوشه ای می ایستند ، ژست مظلومانه ای می گیرند و می گویند آی مردم عالم، نگاه کنید که اینها به ما- به ما که از حق خود دفاع می کنیم- سنگ می پرانند!

ای وای از آدم های پیچیده امروز.....

که وقتی حرفی می زنند صدها رسانه و ماهواره به گونه ای به حمایت از آنان می شتابند. که جایی برای حرف دیگران باقی نمی گذارند!

اگر دنیا بود و همین شگفتی ها ،آدم ها بودند و همین پیچیدگی ها و دست انتقامی در کار نبود و این جهان کوه نبود و فعل ما ندا، قطعاً پیروزی با آنان بود. اما اقتضای عالم اقتضای دیگری است.

 

سیطره صهیونیسم بر خبرگزاری های جهانی :

ارتباط بین خبرگزاری ها و مطبوعات، همچون رابطه تفنگ و باروت است. تفنگ هرگز مفید و ثمر بخش نخواهد بود مگر آنکه باروت آن مهیا و آماده باشد.

همانگونه که سازندگان باروت و فشنگ بر تفنگداران سیطره و غلبه دارند، خبرگزاری ها نیز بر مطبوعات غالب و چیره اند.

ما در پروتکل های فلاسفه صهیونیسم این عبارات را می خوانیم:

«لازم است هیچ خبری در اختیار جامعه قرار نگیرد، مگر اینکه با موافقت  و تایید ما باشد. تحقق این امر جز با سلطه بر خبرگزاری ها- که اخبار از همه نقاط جهان در آنجا متمرکز می گردد- امکان پذیر نیست. تنها با این زمینه ها می توان ضمانت کرد که هیچ خبری منتشر نشود مگر اینکه ما آن را برگزیده و با آن موافقت کرده باشیم.»

وقتی نامی از خبر گزاری ها برده می شود، نخست نام خبرگزاری رویتر به ذهن خطور می کند. شاید برای برخی شگفت آور باشد که بدانند مؤسس این خبرگزاری « زولیوس رویتر» متولد سال 1816میلادی، شخصی یهودی بوده است. در ایالات متحده آمریکا به سال 1848 میلادی   پنج روزنامه به تأسیس خبرگزاری آسوشیتدپرس اقدام نمود. خبرگزاریی که در سال 1900 به شرکت عظیمی تبدیل شد که اکثر روزنامه ها و مجلات آمریکایی را که قسمت اعظم آنها واقعا تحت سیطره صهیونیسم بودند را زیر پوشش قرارداد.

در سال 1907 میلادی، اکسریپس و هوارد خبرگزاری را تاسیس کردند که «اکسریپس هوارد یونایتد پرس» لقب گرفت.

در سال 1909 میلادی نیز ویلیام هرست خبرگزاری را تأسیس کرد که به «اینترنشنال نیوز سرویس» --I.N.S--  مشهور شد.

این دو خبرگزاری نیز در سال 1958 تحت عنوان «یونایتد پرس اینترنشنال » با یکدیگر ائتلاف کردند.در فرانسه هم یکی از یهودیان از خانواده هاواس در سال1835 « آپانس هاواس» را بنیان نهاد که بعد ها خبرگزاری دولت فرانسه گردید.

سیطره صهیونیسم بر مطبوعات جهانی :

نگاهی گذرا و حتی سطحی به مطبوعات کشورهای مختلف خود گویای مطلب است و نیازی به توضیح و تفسیر ندارد. آنگاه که از مطبوعات انگلستان سخن به میان می آید. روزنامه تایمز به عنوان یکی از مشهورترین روزنامه های انگلیسی جلوه گر می شود. روزنامه ای که برای نخستین بار در سال 1788 میلادی منتشر شد و همانند ساعت «بیگ بن» و «قصر بالینگهام» یکی از بارز ترین نماد های انگلستان و قطعه ای از فرهنگ آن کشور به شمار می رود.

این روزنامه چند سال پس از تأسیس توسط رابرت مردوخ میلیونر یهودی استرالیا الاصل در اوج بحران هاي مالی خریداری شد. و انگلیسی ها نیز کامیاب و مسرور، پیوسته به مدح و ثنای یهودی که تایمز را نجات داد مشغول شدند. آنان فراموش کردند که خریداری روزنامه تایمز و روزنامه های دیگر به نام «ساندی تایمز» توسط مردوخ، سیطره و چیرگی صهیونیسم را به شاهراه مطبوعاتی انگلستان، یعنی «فلیت استریت» در پی خواهد داشت.

مردوخ علاوه بر این دو روزنامه، سه مجله دیگر برتانیا را نیز مالک گردید:

مجله «سان» که مجله کفر آمیز و پوچ گراست و فاسد و مبتذل است و هر هفته بالغ بر سه میلیون و هفتصد هزار نسخه تیراژ دارد. و همین طور مجلات «نیوز آو د ورد» و «سیتی مگزین» که آنها نیز مجلاتی مبتذل و سراسر فساد  و هرزگی هستند.

همچنین مردوخ مالک تعداد دیگري از روزنامه ها و مجلات در استرالیا ، کانادا و ایالات متحده آمریکا نیز می شود.

روز نامه « نیویورک تایمز» یکی از مشهورترین روزنامه های آمریکاست که سابقه سیطره صهیونیسم ها بر آن به سال 1896 می رسد.

در آن هنگام که « آدولف اویش» یهودی ، از بحران مالی که بر این روزنامه سایه افکنده بود، بیشترین بهره را برد و به سرعت آن را از صاحبش «هانری رانموند» به ثمن بخشی خریداری نمود.

البته روزنامه های دیگر چون «واشنگتن پست»، «دیلی نیوز» و «نیویورک پست» نیز از چنگال های اختاپوس صهیونیسم در امان نماندند، و شاید بتوان گفت که امروز در ایلات متحده روزنامه یا مجله ای به چاپ نمی رسد که مالکی یهودی یا تحت سیطره آنها نباشد. جالب است که این مسئله حتی در سطح مجلات محلی نیز وجود دارد. والبته اینها فقط اشاره ای مختصر برای پی بردن به عمق فاجعه است.

و برای اثبات اینکه آنها در هر کجای دنیا که باشند نگاهشان  واحد است به گوشه ای از مقاله «ماکس نورداف» یهودی در روزنامه «ملت یهود» چاپ فرانسه اشاره می کنیم:

«ما آلمانی یا انگلیسی و یا فرانسوی نیستیم! هویت ما آشکار است. ما با تمام صراحت یهودی هستیم و معتقدات  مسیحی شما، معتقدات ما نیست. ما امت ویژه ای هستیم که «هرتزل»آن را به شما معرفی کرده است، و لذا ما هرگز در کوره شما ذوب نخواهیم شد.»

در نهایت صهیونیسم سیطره خویش را بر مطبوعات جهان تحکیم می کند و آنها را طبق مصالح و برای اجرای مقاصد و نقشه های خویش جهت  می دهد. صهیونیسم علاوه بر بکار گرفتن خباثت آمیز این مطبوعات، از آنها به عنوان وسیله ای برای تفرقه و نشر و اشاعه فرهنگ برهنگی و فساد در عالم استفاده می کند. این مجلات در راه برآورده شدن اغراض و اهداف صهیونیسم منتشر می شود و آنان از خلال این امر توانستند از درج هرگونه خبری که به اسلام مربوط می شود، جلوگیری کنند.

 اکنون که اوضاع  چنین است  و این مطبوعات  مستهجن، جهان را در قبضه خویش گرفته اند، اگر یک یهودی در معرض باز داشت قرار گیرد  و یا هنرپیشه ای بیشرم و آبرو در هالیوود کشته شود و یا اتومبیل یک راننده مست ولایعقل و یا هیپی زن صفت و نامرد واژگون گردد، آنان در انعکاس این مطلب لحظه ای درنگ نمی کنند، اما همین روزنامه ها آنگاه که به امور مسلمانان بر می خورند، به سکوت مرگ بار پناه برده و هرگز لب از لب بر نمی گشایند! هر چند هزاران مسلمان همچون رمه های گوسفندان ذبح شوند و نابود گردند....

گویا خون مسلمانان نازل ترین و بی بها ترین خونهاست!

یهود در پروتکل دوم  خویش  می گوید:

«مطبوعاتی که تحت قدرت و سیطره حکومت ها هستند، نیروی عظیمی به شمار می روند که ما می توانیم آنها را برای هدایت ملت ها به دست آوریم. زیرا حکومت ها نمی دانند که چگونه از این نیرو به طور صحیح استفاده نمایند، به همین دلیل آنها به چنگ ما افتاده اند و از خلال این مطبوعات نفوذ بسیاری کسب کرده ایم، در حالی که هماره در پشت پرده باقی مانده ایم...»

صهیونیسم و صنعت جهانی سینما :

صهیونیسم سیطره ای نسبتا کامل بر شرکت های تولید و تهیه فیلم های سینما ییدا کرد:

شرکت «فاکس» که صاحب آن «ویلیام فاکس» یهودی است، شرکت «گلدن» که صاحب آن «صاموئل گلدن» یهودی است، شرکت «مترو» که صاحب آن «لویس مایر» یهودی است شرکت «برادران وارنر» که هارنی وارنر  و برادران او مالکان آن هستند و شرکت «پارامونت» که صاحب آن «هادکنسون» است.

برخی از آمارها نشان می دهد که بیش از 90% از مجموعه کسانی که در امر تولید، کارگردانی، بازیگری، فیلمبرداری و مونتا‍ژ شبکه های سینمایی آمریکا فعالیت می کنند ازجمله یهودیان هستند.

شاید رساترین مطلبی که در توصیف سیطره صهیونیسم بر صنعت سینمای آمریکا گفته شده است، بخشی از مقاله مجله «الاخبار المسیحیه الحره» در سال 1938باشد که در آن آمده است:

«صنعت سینما در آمریکا کاملا  یهودی است و یهود بی آنکه احدی با او در این عرصه منازعه کند بر آن حکم می راند. آنان هر کسی را که به آنان وابسته نبوده و یا با ایشان سازگاری نداشته باشد، از صنعت سینمای آمریکا طرد می کنند. تمام کارپردازان این صنعت یا یهودی هستند و یا از کسانی که دست پرورده یهود به شمار می روند.»

هالیوود بدان سبب به «سدوم  عصر حاضر» تبدیل شده است که فضایل را قربانی نموده و رزایل و مفاسد را رواج می دهد و برای آبرو و حیثیت مردم کمترین ارزشی را قائل نیستند. هالیوود به غارت اموال مردم بدون هیچگونه مانع و رادعی پرداخته است. آنان کسانی را که نزدشان کار می کنند وادار می سازند که در تعمیم و نشر نقشه های جنایت کارانه آنان که تحت پوشش های کاذب و فریبکارانه قرارگرفته است، تلاش کنند. همچنین آنان به کمک همین روش های پست و خیانت بار موفق شدند که فساد اخلاقی را در شهرها و کشورها شایع کنند و حس مردانگی و فتوت را نابود سازند و نسل امروز آمریکا روشن ترین دلیل بر این مدعا است.

این مجله «الاخبار المسیحیه الحره» کلام خویش را با این جمله به پایان می برد که:

«این صنعت جنایتکارانه را تعطیل کنیدکه این صنعت تبدیل به بزرگترین سلاحی شده که یهود آن را در تملک خویش گرفته تا از آن برای توسعه تبلیغات فاسد و گمراه کننده خویش بهره برداری کنند»

دست اندرکاران سینمای صهیونیسم در آمریکا از قضیه کشتار یهودی ها توسط نازی ها زشت ترین بهره برداری را نمودند.

آنان دهها فیلم از این قضیه ساختند و در ادعای ظلمی که در این جریان بر یهود رفته است، مبالغه ها کردند تا مهر و عواطف جهانی را به سوی خود جلب کنند و افکار عمومی جهانیان، بالاخص آمریکاییان را برانگیخته و آنان را نسبت به حقانیت خود قانع سازند.

آنگاه که از قهرمانان کمدی و موزیکالی سینمای آمریکا سخن می گوییم، اسامی یهودیان زیر در صدر آنها واقع شده است:

 «مل بروکس»، «وودی آلن»، «باب هوپ»، «جری لوئیس»، «فرانک سیناترا»، «بیلی وایلدر»، «نیل سایمون»، «کارل رینر»، «میکی رونی»، «جک لمون» و دهها نفر دیگر.

همچنین در عرصه فیلم های ماجراجویانه و عاطفی و تاریخی و جنگی بندرت می توان فیلمی را یافت که یک یا چند هنرپیشه و کارگردان و تکنسین فنی و تهیه کننده یهودی در آن وجود نداشته باشد. به عنوان مثال می توان به اسامی زیر اشاره کرد:

«کرک داگلاس»، «تونی کرتیس»، «کری گرانت»، «جک نیکلسون»، «بن گازارا»، «والتر متائو»، «جرج سیگال»، «برت رینولدز»، «جین هاکمن»، «جیمز کان»، «داستین هافمن»، «ریچارد هریس»، «ریچارد بنیامین»، «راد استایگر»، «جرج سی. اسکات»، «رایان اونیل» و ده ها نفر دیگر.

همچنین در بین هنرپیشگان یهودی زن به افراد زیر بر می خوریم:

«الیزابت تایلور»، «آن بنکرافت»، «باربارا استریسند»، «شلی دووال»، «دایان کیتون»، «جیل کلایبرگ»، «کری فیشر»، «الن برستین»، «ماری کلر»، «سوزان انسپاک»، «مارشامیسون»، «پائولا پرنتیس»، «سالی کلرمن»، «جرالدین چاپلین» و دهها تن دیگر.

همانگونه که درج اسامی همه یهودیان دست اندرکار در شبکه سینمایی جهان دشوار و صعب می نماید، درج اسامی همه هنرپیشه هایغیر یهودی که در دامان صهیونیسم پرورش یافته اند ، نیز سخت و دشوار است . لذا ما تنها به ذکر برخی از این اسامی بعنوان مثال بسنده می کنیم :

«رابرت دونیرو»، «استیو مک کوئین»، «رابرت ردفورد»، «هدی لامار»، «ویکتور میچر»، «شون کانری»، در نقش جیمز باند، «رابرت میچم»، «رمی اشتایدر» و دهها نفردیگر.

فیلم «هدیه» ساخته یهودی انگلیسی «رابرت گلدامیست» نیز از کثیف ترین فیلم هایی به شمار می رود که در آن نسبت به مسلمانان عرب اهانت های فراوانی صورت گرفته است.

داستان فیلم از ماجرای تعدادی از حکام و امرای عرب حکایت می کند که با دهها نفر از زنان محجبه حرمسرای خویش عازم پاریس می شوند؛ جایی که پادشاهان راهی آنجا می شوند تا ثروت های میلیونی خویش را برای صید فواحش بذل و بخشش نمایند . قهرمان زن یهودی از جمله این فواحش در این فیلم است.

آنگاه که این امرای عرب درب هتل های لوکس را بر زنان حرمسرای خویش می بندند و به آنان اجازه خروج از اتاق های خود را نمی دهند، پیرمردی خدمتکار به اشتباه درب اتاق زنان حرمسرا را می کوبد ، آنان او را به داخل آورده و در را می بندند. لحظه ای نمی گذرد که بر او حمله کرده و او را مجبور می سازند که به عمل شنیع زنا با همه آنان مبادرت ورزد!

نمایش این جریانات در حالی صورت می گیرد که صدای قهقهه تماشاگرانی که مقهور خبث طینت صهیونیست ها در طول این فیلم و امثال آن گردیده اند، به صورت مستمر به گوش می رسد. صهیونیست ها توانسته اند صورت زشت و ناپسندی از یک مسلمان عرب را در فکر و عاطفه مخاطبان خویش ایجاد کنند.

فیلم مستهجن دیگر «آمریکا ... آمریکا» است که اعراب را به مثابه مجرمینی قلمداد می کند که نمازگزاران را در داخل کنیسه ها قتل عام می کنند و آنگاه می روند تا در میکده ها شراب بنوشند.

صهیونیست ها می دانند که اغلب علاقمندان و دوستداران سینما اطفال کم سن و سال و یا کسانی هستند که از طبقه کارگر و فقیرند. لذا آنها تعهد دارند که غرائز مخاطبان خویش را برانگیزند و با نمایش فیلم هایی که غالب موضوعات آنها را مسائل جنسی و جنایت و سرقت و قتل تشکیل می دهند، اخلاق ایشان را فاسد سازند. کما اینکه در ورای فیلم های سکسی که در کاخ های کاخ نشینان توزیع می کنند، بنیان خانواده های اشرافی و اعیانی را نیز فاسد می کنند و تخم تفرقه را در سراسر جهان بین همه مردم می پراکنند.

صهیونیسم و شبکه های تلویزیونی جهانی :

وقتی صحبت از تلویزیون به میان می آید، شبکه های تلویزیونی آمریکا به عنوان قوی ترین شبکه های تلویزیونی جهان رخ می نماید که صهیونیسم سیطره نسبتاً کاملی بر آنها دارد. امروز بیش از هزار شبکه پخش امواج تلویزیونی وجود دارد که سه شبکه مهم A.B.C، C.B.S،  N.B.C  از مشهورترین آنها محسوب می شوند. و جالب اینکه هر سه آنها کاملا تحت نفوذ صهیونیسم هستند. مالک شبکه A.B.C «لئونارد جانسون»، شبکه C.B.S  «ویلیام بیلی» و همچنین شبکه N.B.C  «آلفرد سیلورمن» است که هر سه آنها یهودی و کاملاً در راستای اهداف اسرائیل حرکت می کنند.

البته این یک چشمه از سیطره این خبیثان بر رسانه است و قصد از بیان کردن آن ایجاد ترس و وحشت در جبهه حق نبود بلکه نیت شناخت دشمن و سلاح خاموش و بی سر و صدای آن بود.

چرا که امروز متأسفانه در جبهه حق، دشمن را دست کم گرفته ایم و حتی آنرا از لحاظ جغرافیایی در حد اسرائیل محدود می کنیم. اما واقعیت این است که نابودی اسرائیل اولین قدم در راه نابودی صهیونیسم بین الملل است.




  نظرات (5)
1. نوشته شده توسط سعید, روشن 28 ارديبهشت 1387 ساعت 00:05
مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا
2. نوشته شده توسط نكوئي, روشن 29 ارديبهشت 1387 ساعت 10:09
نصر من الله و فتح قريب
3. نوشته شده توسط مثل مقاله تو بی ن, روشن 09 خرداد 1387 ساعت 00:56
در زمان یکی از شاعرای بزرگ یه بنده خدای تازه به دوران رسیده یه شعر از خودش در میکنه و میره می خونه اون شاعر می گه: 
کاروان شتری یه پیشکش آوردی که اگر افسار آن را رها کنی هر کدام به گله ای پناه برند 
بد نبود اگه منبع افاضات اساتید فوق را ذکر می کردی  
حالا بماند از اینکه اونهایی که مقالتون را می خونن عین خودتونن اما اگه این وسط یکی لنگه ما پیدا بشه که به قول شما خراب صهیونیسم و غیره ایم آبروتون که میره واسه مقاله نوشتن که نباید به اعمال شاقه متوسل شد داداش من حالا اگه مقاله ندی میمیری نمی میریکه!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟واسه خودت می گم این مقاله را اگه بدهی تو وبلاگ این دختر لوسها ،چهار چنگولی می قاپنش چون خدای آرایه و مامانم ایناست
4. نوشته شده توسط شهروز, روشن 09 خرداد 1387 ساعت 09:34
مطلب مفيدي بود 
فقط نكته اي كه مي ماند اينكه در برابر اين غول رسانه چه بايد كرد؟
5. نوشته شده توسط آرش, روشن 15 خرداد 1387 ساعت 01:18
شهروز جان طرح چنین پرسشهایی بعد از این چنین مطالب نمی تواند هدفی جز پاک کردن صورت مسأله داشته باشد. ولی حالا که پرسیدی می گویم که خیلی ساده است ما هم باید رسانه بسازیم و با صهیونیسم جهانی مقابله کنیم. نه این که به یک پرس تی وی اکتفا کنیم و زمین و زمان را به هم بکوبیم و فریاد بزنیم های و هوی ما رسانه ساخته ایم! باید جدی کار کرد

نوشتن نظر
نام:
ايميل:
صفحه اصلي:
عنوان:
نظر:

كد:* Code