حسینی: سران صهیونیستی کمترین اعتقاد را به دین دارند

Imageمسول دبیر خانه اتحادیه بین المللی دانشگاهیان مسلمان، در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه جاکارتا در خصوص سو استفاده صهیونیسم بین الملل از ادیان الهی خصوصا یهود سخن گفت.

به گزارش خبرنگار سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل، سید محمدرضا حسینی در آغاز سخنان خود با اشاره تولد رژیم صهیونیسمی در سال 1948 گفت: در این سال، در قلب جهان اسلام و در مركز حضور اديان الهي و بروز و طلوع اديان ابراهيمي رژيمي متولد شد كه همگان باور داشتند اين حركت حساب شده به خودي خود نمي‌تواند بوجود آمده باشد، بلكه اين توطئه شوم در سايه كمك‌هاي ابرقدرت‌هاي آن روز شكل گرفت تا همانگونه كه بعد‌ها و در ساليان سال تمامي جهانيان شاهد بودند، اين موجود مصنوعي با مساعدت اجباري و اختياري همان ‌ها به غولي تبديل شود كه هيكل بزرگ و پوشالي برايش نمايش داده شود ولي در درون خود دچار هزاران مشكل باشد.

حسینی افزود: امروز كه شصت سال از آن واقعه شوم يعني بنيانگذاري دولت صهيونيسم در قلب كشورهاي اسلامي به دست امپرياليسم بريتانيا مي‌گذرد، همگان بر اين باورند كه اين حركت مزدورانه دولت بريتانيا نه از سر اجبار و ناچاري صرف، بلكه تا حدودي با اهدافي عجين گشته كه فقط كساني آن را درك مي‌كنند كه با دوران حيات نفرت ‌بار يهوديان در اروپا پس از قرون وسطي آشنايي كامل داشته و نقش مخرب، تأثيرگذار و بر هم زننده آنها را در محاسبات سياسي و اقتصادي مي‌دانند.

بر اساس این گزارش مسئول دبیرخانه اتحادیه بین المللی دانشگاهیان مسلمان صهيونيسم با بیان این مطلب که «به گواهي اسناد تاريخي از اروپا شروع و با حمايت بريتانيا در فلسطين حضور يافت و در ابتدا با خريد مقداري زمين و اموال غيرمنقول كه بدو امر طبيعي مي‌نمود خيلي سريع اهداف استعماري خود را آغاز كرد و شايد اولين كساني كه در مقابل اين گروه ايستادند، خود يهوديان فلسطيني باشند» اظهار داشت: صهيونيست ها از همان ابتداي ورود به سرزمين مقدس و ديگر نواحي فلسطين با ممانعت و مقاومت مسيحيان، يهوديان و مسلمانان فلسطيني روبرو گشته‌اند و ليكن حمايت‌هاي همه جانبه و به ويژه نظامي انگليس از اين فرقه سياسي باعث شد تا به تدريج عنان قدرت بخش‌هايي از فلسطين به دست اين ميهمانان ناخوانده بيافتد.

وی افزود: چنانچه به گواهي تاريخ و اسناد معتبر بين‌المللي در سال 1937 جمعيت اندك صهيونيستي با همكاري آمريكايي‌ها دست به مطالعه عميق و وسيع درباره منابع زيرزميني بويژه حوزه هيدروپلتيك (منابع زيرزميني) منطقه خاورميانه عربي زده و در نتايج خود چنين برآورد نمودند كه علاوه بر فلسطين بايد به لبنان و سوريه و اردن نيز در راستاي اهداف استعماري براي دوران بعد دست‌اندازي شود تا با دست‌گيري منابع غني منطقه فضاي كافي براي ورود يهوديان سراسر دنيا آماده و مهيا گردد و بالاخره اين كشمكش‌ها بين مردم فلسطين (ساكنان بومي) و مهاجرين اروپايي و آمريكايي چندان تداوم يافت تا آنكه در سال 1947 در يك اقدام غيرمعمول و متناقض با اصول و حقوق بين‌المللي جامعه ملل (به نام قبلي سازمان ملل فعلي) بدون هيچ نظرخواهي و رفراندوم از ملت‌ها و كشورهاي مورد نظر اين سرزمين را به سه قسمت (فلسطيني‌ -‌ يهودي-‌ بي‌طرف و بين‌المللي) تقسيم نمود و نام آن را طرح تقسيم فلسطين نهاد.

و اين خود زمينه اي براي تشكيل رژيم منحوس اسرائيل در اين منطقه از كشور فلسطين گرديد.

سرپرست تیم اعزامی اتحادیه بین المللی دانشگاهیان مسلمان يكي از دغدغه‌هاي فكري متفکران را این سوال دانست که موضوع فلسطين چرا همزمان با تحولات نظام بين‌الملل در اوايل قرن بيستم آغاز و با تحولات بعدي تداوم يافت و تاكنون نيز ادامه دارد.

حسینی در ادامه گفت: يعني با توجه به سابقه نزاع و درگيري جوامع يهودي و مسيحي در اروپا و در برخي ديگر از نقاط جهان كه از دوران پس از حيات حضرت مسيح(ع) شكل‌ گرفته اين دو مكتب به دلايل مختلف با هم نزاع و درگيري داشته‌اند و مهمترين عامل آن را بسياري از مورخين به مسئله نقش اساسي يهوديان در به اصطلاح به صليب كشيدن خود عيسي داشته‌اند و به نوعي اين زمينه تاريخي يعني بدبيني مسيحيان به يهوديان بر پايه عقايد مذهبي شكل‌ گرفته و هر قدر كه از حيات جوامع سياسي در اروپامي‌گذشته اين بدبيني و سوءظن به دلايل مختلف تشديد شده است.

وی با اشاره به روند تحول و گسترش جوامع اروپايي و جنگ‌ها و نبردهاي حداقل قرن 17، 18 و حتي 19 اروپاييان اظهار داشت: اهل تاريخ و سياست مي‌دانند كه در گذر زمان تكليف شكل‌گيري جغرافياي سياسي اروپا معلوم گرديد و با عنايت به نياز، افزون‌طلبي، زياده خواهي، قدرتمندي اروپاييان، آنها در اواسط قرن 19 به فكر گسترش قلمرو استعماري خود به قاره‌هاي ديگر به ويژه آفريقا و آسيا افتادند و لذا مي‌بينيم كه در پايان دهه‌هاي قرن 19 بيشترين جنگ‌ها و نزاع‌هاي بوجود آمده در آسيا و آفريقا و ديگر نقاط در اثر حملات و تهاجمات نيروهاي اروپايي بوده است.

مسئول دبیرخانه اتحادیه بین المللی دانشگاهیان مسلمان ادامه داد: در چنين فضايي است كه بسياري معتقدند با توجه به سابقه ذهني و بدبيني تاريخ مسيحيان به يهوديان در نقش‌آفريني در قتل حضرت مسيح از يكسو و نقش مخرب و انحراف‌آميز آنها (يهوديان) در بازارهاي پولي و مالي و بانكي كشورهاي اروپايي از سوي ديگر همچنين نقشي كه يهوديان در بر هم زدن آداب و اصول اجتماعي داشته‌اند و نوع منش و رفتار اجتماعي آنها در طول حداكثر سه قرن اخير در حيات سياسي اروپا تمامي عواملي هستند كه سبب شد يك جنگ پنهان ‌بين يهوديان و مسيحيان در اروپا شكل گيرد كه نمودار عيني آن فعاليت عيان و آشكار جوامع اروپايي و بيرون راندن يهوديان در كشورهاي مختلف در قرن 18 و بويژه قرن 19 باشد كه بعدها به عنوان مظلوم‌نمايي و حق‌طلبي ملتي بدون سرزمين در شعارهاي رهبران دولت صهيونيستي به ظهور رسيد لذا ملاحظه مي‌شود كه بسياري از انديشمندان در فكر اين نكته اساسي هستند كه چگونه شد، انديشه شكل‌گيري دولت يهودي همزمان با گسترش سياست‌هاي بريتانياي كبير در خاورميانه و هم‌راستا با فشار جوامع مسيحي عليه يهوديان شكل مي‌گيرد و كشورهاي اروپايي به صورت دسته‌جمعي براي حل معضل يك اقليت مسئله‌دار و مشكل‌ساز به يك تصميم جمعي مي‌رسند و آن اينكه در اسرع وقت نسبت به اسكان و ساماندهي آنها در حوزه جغرافيايي جديدي در خارج از اروپا دست به فعاليت همه‌جانبه بزنند.

سید محمدرضا حسینی بخش مهمي از توجيهات حضور، اشغال و سلطه‌طلبي رژيم صهيونيستي بر اراضي فلسطين به طرح ديدگاه‌هاي مذهبي وام گرفته از دين يهود دانست و ادامه داد: آنها تلاش كردند تا با بهره‌گيري از نمادها، ديدگاه‌ها و باورهاي موجود و مورد استناد در راستاي توجيه فعاليت‌ها و اقدامات خود سوء استفاده كنند و به همين جهت با طرح برخي شعارها همانند آنچه كه در خصوص وعده الهي، سرزمين پدري و ارضي موعود در گذشته شرح آن رفت، كوشيدند تا با ايجاد گرايش و تمايل در ميان آحاد جوامع يهودي در جهان آنها را با اين انگيزه‌هاي ديني ولي با اهداف نهاني سياسي به فلسطين بكشانند و به اصطلاح خود اولين دولت يهودي را سامان دهند.

مسئول دبیرخانه اتحادیه بین المللی دانشگاهیان مسلمان افزود: در اين شرايط است كه سران صهيونيسم كه به گواهي تاريخ خود كمترين باور و اعتقاد را به دين و آيين داشته و اصولاً خود افرادي لامذهب بودند در پوشش شعارهاي مذهبي دين يهود درصدد احياي حقوق به اصطلاح از دست رفته قوم يهود در طول تاريخ برآمدند. همچنانكه در خصوص سابقه ارادت و دلبستگي هرتصل به دين يهود همين بس كه اصالتاً او اهل اروپاي شرقي بوده و به شغل روزنامه‌نگاري مشغول بود و در جريان عيان شدن جاسوسي يك سرباز يهودي عضو ارتش فرانسه وارد سياست گرديد و در چنين فضايي كه تبليغات ضد يهودي سراسر اروپا را فرا گرفت او تلاش كرد از هم‌كيشان خود دفاع نمايد.

وی در خصوص شخصيت اين رهبر صهيونيستي به سه نكته اساسي اشاره نمود: اول آنكه وي انساني دين‌دار و مؤمن نبوده و نه تنها به مستحبات يهود اهميت نمي‌داد بلكه به واجبات آن نيز بي‌علاقه مي‌نمود. دوم اينكه وي نسبت به فلسطين بيگانه بود و اساساً فكر تشكيل دولت يهود در سرزمين فلسطين را در اين دوران در سر نداشت. سوم آنكه نام صهيونيسم را براي تشكيلات خود در نظر نداشت. زيرا وي نسبت به اهميت صهيون در ادبيات ديني يا سياسي آن زمان غافل و بي‌انگيزه بوده است و لذا با مطالعه ژورنال خاطرات هرتصل مي‌توان به نكات فوق به درستي واقف گرديد.

حسینی افزود: از سوي ديگر از ميان ديگر موارد مورد بهره‌گيري صهيونيسم از عقايد و باورهاي موجود در دين يهود آنها به آيات و نشانه‌هايي اشاره مي‌كنند كه بر قوم يهود نازل گرديده ولي آنچه مسلم است اينكه آنها به چيز‌هايي ارادت نشان مي‌دهند ولي نسبت به بقيه امور موجود در يهود هيچ تمايل و گرايشي ندارند و اين موضوع بر ابزاري بودن استفاده از دين و عقايد مذهبي از سوي صهيونيسم اشاره كاملي دارد. در اين مقال به دو نمونه به عنوان شاهد مثال بسنده مي‌كنيم.

از جمله آنها معتقدند كه فلسطين سرزمين بدون ملت براي قوم بدون سرزمين يا به بيان ديگر اين كشور مأمني براي قوم بدون سرزمين در مقابل سرزمين بدون قوم مي‌باشد و اين بدان معني است كه يهود قومي بدون سرزمين است كه براي سرزمين بدون قوم يعني فلسطين در نظر گرفته شده است. اينكه ادعا شود يهود قومي بدون سرزمين است، از جمله تحريفات موجود در تاريخ مي باشد. چنانچه اين مسئله مورد پذيرش واقع شود مي‌توان گفت كه اگر اين قوم بدون سرزمين مي‌باشد پس محل بروز و ظهور آن و استمرار حيات سياسي و اجتماعي اين قوم بي‌ريشه در كدام حوزه جغرافيايي تداوم يافته است و در حقيقت اين شعار نافي اصل و بنيان قوم يهود و بني‌اسراييل است. از سوي ديگر در طرف قضيه با طرح سرزمين بدون قوم آنها در تلاش‌اند اينگونه وانمود نمايند كه اين سرزمين خالي از سكنه و مالك بوده است و هيچ مقاومتي در برابر آنها براي اشغال صورت نگرفته است و در صورتي كه اين مسئله مورد پذيرش واقع شود ادعاي ديگر آنها يعني خريد اين سرزمين مورد چالش جدي واقع مي‌شود كه آنها مي‌گويند اين سرزمين بدون سكنه و خالي از هرگونه تملك بوده است.

حسینی تاکید کرد: از سوي ديگر آنها مدعي هستند بخش‌هايي از اين سرزمين را خريداري كرده‌اند و در نتيجه اين سؤال اساسي بوجود مي‌آيد كه اگر اين سرزمين خالي بوده اين خريد از چه كسي صورت گرفته؟ واگر اين سرزمين سكنه و مردم بومي داشته پس تكليف اين شعار دروغين چه مي‌شود؟!

حسینی خطاب به دانشجویان دانشگاه جاکارتا در خصوص وضع زندگی مسلمانان فلسطینی گفت: امروز بيش از 4 ميليون نفر از مسلمانان فلسطيني به دليل اين ظلم تاريخي از خانه و كاشانه خود به دور هستند و غالباً در فقر مطلق همراه با مشكلات عديده براي ادامه زندگي حداقلي دست و پنجه نرم مي كنند و معلوم نيست كه جهان اسلام را چه شده است كه نسبت به اين ظلم بي توجهي مي نمايد.

وی افزود: تا چه زماني مي بايست خبر شهادت فرزندان و كودكان معصوم و بي گناه را از شبكه هاي خبري دريافت نمائيم و تا كي به اجلاس عوام فريبانه اي كه برخي از سياستمداران غربي علي الخصوص آمريكا براي گمراه كردن افكار عمومي و به چالش كشاندن مقاومت به حق مردم فلسطين برگزار مي نمايند بايد دلخوش بود؟!

حسینی در خصوص توافقات و قراردادهای عوام فریبانه ای که در طول سال های گذشته به مردم فلسطین تحمیل گشته است افزود: به بيان ديگر مي‌توان گفت كه از قرارداد صلح و گفتگوي مادريد تا اسلو و ديگر قراردادهاي صلح همانند طابا، واي ريور، شرم‌الشيخ و كمپ‌ديويد دوم و تمامي اين بازيهاي سياسي كه حتي امروز نيز با عناوين طرح صلح نقشه راه، طرح تداوم ساخت ديوار حائل با اهداف خاص سياسي و نظامي و امنيتي، طرح ژنو براي ترزيق روح سازش و كاهش مقاومت، طرح شارون مبني بر خروج از غزه و چند شهرك كرانه باختري با اهداف خاص، طرح خاورميانه بزرگ به عنوان نقشه راهنماي تحولات آينده خاورميانه و بسياري از اين جنس همگي براي يك هدف اساسي طراحي گرديده است و آن هم نابودي ملت فلسطين و انحراف افكار عمومي مسلمانان جهان از اين جنايت بزرگ مي باشد. به نظر مي رسد حمايت همه جانبه از مقاومت مردم مظلوم فلسطين براي برون رفت از اين بحران تنها راه رسيدن اين ملت به حقوق انساني و طبيعي آنها باشد كه امروز در قالب انتفاضه بروز و ظهور عيني يافته است.

وی از مهمترين دلايل پويايي و پايايي انتفاضه مردم فلسطين را 6 عامل دانست و آنها را برشمرد:

1) پس از شكست مذاكرات و توافق‌هاي پنهان و آشكار برخي سران فلسطيني با طرف اسراييلي، ملت فلسطين پي برد كه تنها سلاح مؤثر در كسب هويت و اعتبار خود، تداوم مبارزه با تمام قدرت توسط فرزندان خود بدون اتكاء به قدرت‌هاي خارجي است.

2)  رميدن روح انديشه اسلامي و بيداري خواهي مسلمانان و تكيه بر فرهنگ شهادت‌طلبي كليد فتح بسياري از سنگرهاي صعب و سخت دوران مبارزات بود به گونه‌اي كه عمليات شهادت‌طلبانه در ميان تمامي مردم فلسطين به عنوان يك واجب مورد توجه جدي قرار گرفت.

3) بر خلاف سال‌ها و دوره‌هاي قبلي با شروع انتفاضه حركت مردم فلسطين از يك حركت تدافعي به يك فرهنگ تهاجمي تبديل شد كه اين خود در نهايت از لحاظ امتياز و نتيجه‌گيري به نفع آنها بوده است و براي اولين بار كفه ترازو منافع و عوايد حاصل از نبرد نابرابر به نفع مردم فلسطين تمام شده است.

4) انتفاضه بر خلاف دوره‌هاي قبلي نبرد و كشمكش دوجانبه و چند جانبه، در اين دوره رژيم صهيونيستي را به سوي يك جنگ فرسايشي كشانيد كه اين موضوع همان مسئله‌اي است كه رژيم صهيونيستي را در لبنان با شكست مواجه نمود و در صورت تداوم در فلسطين نيز اين مهم به سرانجام خود خواهد رسيد.

5) انتفاضه بر خلاف مبارزات قبلي چه از جنبه كمي و چه كيفي تغييراتي اساسي در فرايند مبارزات فراهم ساخت. شايد بتوان گفت كانون توجه رژيم صهيونيستي در جلوگيري از انتفاضه به هر روش ممكن ترس از سازماندهي و انسجام اين حركت از درون باشد چرا پس از شروع انتفاضه سطوح عمليات، كيفيت سلاح‌ها، ميزان تلفات دشمنان و تسلط روحيه اسلامي در مقاومت، بسيار عيان گشته است.

6) در گذشته مبارزات فلسطيني، جنبه‌هاي قومي،‌نژادي، ملي و ناسيوناليستي داشته كه با فراز و نشيب‌هاي بسيار در نتيجه توام گرديده است ولي با ظهور انتفاضه مثلت ايمان، جهاد و شهادت محور مبارزات مردم قرار گرفت و ملت فلسطين دريافت تنها راه بدست‌گيري مجدد عظمت خود و كسب اعتبار و حيثيت جايگاه والاي گذشته در حركتي است كه هيچ بازگشتي در آن نمي‌توان يافت.

حسینی با توجه به تغييراتي که در عرصه مبارزات سياسي و اجتماعي مردم فلسطين و جهانيان به برکت انتفاضه بوجود آمده گفت: به نظر مي‌رسد اين فضاي جديد تا ساليان سال بتواند محور حركت مردم فلسطين باشد چرا كه:

1) انتفاضه فضاي كلي حركت مردم و حيات سياسي و اجتماعي آنها را تغيير داد

2) انتفاضه گرايشات سياسي مردم و احزاب و گروه‌هاي قبلي در فلسطين را بصورت اساسي دچار تحول كرده است

3) انتفاضه براي نخستين‌بار تمامي افراد از جمله زن و مرد و جوان را به صحنه مبارزه داوطلبانه كشانيد

4) انتفاضه به عنوان يك مفهوم در مبارزات اسلامي وارد ادبيات مردم فلسطين و واژه‌نامه فرهنگ جهاني گرديد

5) انتفاضه به عنوان يك الگوي مبارزاتي مؤثر و موفق مي‌تواند به الگويي براي جهانيان مبدل گردد.

6) انتفاضه نشان داد در سخت‌ترين شرايط نيز راهي براي تحمل فشار و القاي خواست خود عليه دشمنان وجود دارد

7) انتفاضه عمق تأثير خواست مردم و اراده يك ملت را براي اعاده حيثيت و اعتبار خود نشان داد

8) انتفاضه چنان ضربات سنگيني بر پيكره رژيم صهيونيستي وارد كرد كه آن رژيم حاضر به پرداخت هزينه‌هاي گزافي شده است.

9) انتفاضه آنچنان بر غربي‌ها تأثيرگذار بوده كه هر كسي ولو نادرست در مظان كمك و مساعدت فلسطيني‌ها قرار گيرد، متهم به تروريسم مي‌گردد.

10)  انتفاضه باعث تأمل و تفكر جدي بسيار از محافل آكادميك در حوزه مطالعات خاورميانه‌شناسي براي درك آن شده است.

11)  انتفاضه به سبب انسجام و سازماندهي در سطوح مختلف مبارزات از جمله ثبت نيروي انساني، كادر رهبري، سلاح و مهمات و آموزش نيروهاي رزمنده بسان الگوي موفق نظامي گرديد.

12)  انتفاضه باعث ايجاد باور عمومي به كارآيي مبارزات حتي براي بسياري از كشورهاي منطقه كه تاكنون به آن اعتقاد نداشته، گرديده است.

13)  انتفاضه بسياري از كشورها، ملت‌ها و سازمانهاي جهاني را به صحنه مبارزات مردمي فلسطين كشانيد.

14)  انتفاضه روح اميد و پشتكار را به مردم خسته و رنجور فلسطين دميد و آنها را به آينده هرچند نامعلوم تا حدودي‌ اميدوار نمود.

15)  انتفاضه از اسراييل به عنوان كشوري قدرتمند و صاحب تجهيزات پيشرفته، ارتشي ناتوان و غير كارآمد بروز داد.

16)  انتفاضه به موازات گسترش ابعاد مختلف خود به نوعي خود اتكايي و خودباوري در ميان مردم فلسطين بوجود آورد.

17)  انتفاضه براي اولين‌بار در تاريخ ملت فلسطين آنچنان تأثيراتي بر مردم مهاجر اراضي اشغالي داشته كه رژيم صهيونيستي را به مهاجرت معكوس و فرار بسياري از مهاجرين يهودي از سراسر جهان به سرزمين قبلي خود وادار نموده است.

18)  انتفاضه برغم تلخي‌هاي بسيار براي مردم فلسطين آثاري به مراتب سخت‌تر و ويرانگر براي رژيم صهيونيستي در ابعاد مختلف سياسي اجتماعي و فرهنگي داشته است.

19)  انتفاضه بدرستي قلب رژيم صهيونيستي را نشانه گرفته و تداوم آن توانست بسياري از رهبران صهيونيست را به معضلاتي مواجه سازد.

20)  انتفاضه سرفصل جديدي در حيات سياسي مردم فلسطين بود كه بسياري از مناسبات قديمي و سنتي خود را بهم زد.

وی در ادامه تاکید کرد: به هر صورت ظهور و بروز مفاهيمي همچون انتفاضه -‌ عمليات شهادت‌طلبانه، استشهاديون و گروه‌هاي جهادي از جمله مفاهيم و واقعياتي در عرصه تحولات فلسطين بودند كه جهانيان را به واكنش وا داشته‌اند و كشورها،‌ دولت‌‌ها و سازمانهاي مختلف هر يك به نوعي در مقابل اين واقعيات موجود جامعه فلسطين از خود مجبور به حركت و واكنش شده‌اند تا آنجا كه بسياري از جهانيان با درك شرايط فعلي فلسطين با خواست مردم آن همراه شدند و به عنوان نمونه فقط مي‌توان به اين هم‌آوايي جهاني به نظرسنجي سال گذشته در اروپا اشاره كرد كه حدود 60% مردم اروپا معتقدند رژيم صهيونيستي و آمريكا به ترتيب خطرناك‌ترين كشورها براي امنيت جهاني هستند و رهبران آنها نيز جزء خطرناك‌ترين افراد حاضر در جهان مي باشندكه رفاه و امنيت عمومي را به مخاطره افكنده‌اند.

همانگونه كه مي‌بينيم در سايه بيداري اسلامي و نداي حق‌طلبي ملت مقاوم فلسطين و عزت‌خواهي ملل مسلمان هر روز دامنه مقاومت و مقابله با ستم و ظلم جباران زمانه بيشتر شده تا آنجا كه امروزه مقاومت در فلسطين عليرغم تمامي هزينه‌هاي سنگين و غيرقابل باور آن به صورت يك فرهنگ درآمد و ملت فلسطين به اين نتيجه بسيار اساسي دست يافته كه جز مقاومت گزينه ديگري را براي احقاق حقوق حقه خود دنبال نكند.

حسینی در پایان خطاب به دانشجویان دانشگاه جاکارتا گفت: به شما بگويم آنچه مي بايست ما را  نگران كند پيروزي و يا شكست مقاومت نيست چرا كه قطعاً و به فرمايش خداوند در قرآن پيروزي از آن كساني است كه در راه خدا جهاد مي كنند و ما بايد نگران اين مهم باشيم كه آيا ما در دسته جهادگران راه خدا خواهيم بود و يا اينكه از اين مسير الهي غافل خواهيم شد.




  ارسال نظر